خود ما هستيم كه گمشدهايم و بايد خويش را بيابيم تا او را بيابيم چرا كه هو الاول و الآخر و الظاهر و الباطن .
و به قول حكيم سبزوار :
يا من هو اختفى لفرط نوره * الظاهر الباطن فى ظهوره
و باز بقول همين حكيم :
ازمة الامور طرا بيده * و الكل مستمدة من مدده
خدايا كمكم كن تا شمشير قلم را مهار نموده و در چهار چوبهء كتاب پيش روم و گرنه مصداق شعر شاعر خواهم شد كه مىگويد :
اى برتر از خيال و قياس و گمان و وهم * وز هر چه گفتهاند و شنيديم و خواندهايم
مجلس تمام گشت و به آخر رسيد عمر * ما همچنان در اول وصف تو ماندهايم
بارى همسفران وادى عشق و توحيد الطرق الى اللّه تعالى بعدد انفاس الخلائق ، و لكن روشهاى مهمّى كه در مقام استدلال وجود دارد مجموعا به پنج روش تقسيم مىشود :
1 - روش فلاسفهء الهى 2 - روش عرفاء و اصل و فانى فى اللّه 3 - روش متكلمين اسلامى 4 - روش دانشمندان طبيعى 5 - روش قرآن و سنت .
هر كدام از اين روشها خود به شعبهها و شيوههاى گوناگون منشعب مىشوند كه ما خلاصهاى از هر كدام را خواهيم آورد تا اگر كسى خواست بتفصيل دنبال مطلب باشد مواد لازم را در اختيار داشته باشد و عمده نظر ما به روش فلاسفه و متكلمين است كه در كتاب به آن دو اشاره شده :
امّا روش حكماء الهى : فلاسفهء الهى از قديم الايام و از يونان باستان