( مبحث دوّم )
آيا آلام و مصائب ، حسن و بايستنى هستند ؟ يا قبيح و نبايستنى ؟ در اين رابطه سه نظريه مطرح است :
1 - ثنويه و دوگانهپرستان جهان مىگويند : كليهء آلام و مصائب و گرفتاريها قبيح و نبايستنى بوده و هيچ جهت حسنى در آنها مشاهد نمىشود .
2 - اشاعرهء دنيا مىگويند : كليه آلام و مصائب حسن و بايستنى است و اين سخن بر اساس مبناى آنان در باب حسن و قبح است كه مىگويند : هر چه آن خسرو كند شيرين بود پس هر بلائى كه در اين دنيا به انسان مىرسد از قبيل فقرها ، مرضها ، زلزلهها و طوفانها و . . . از طرف خدا بوده و خالق آنها خداوند است و او خواسته كه چنين باشد و هر چه را خدا انجام دهد حسن بوده و جاى چون و چرا نيست و بقول قرآن :
لا يُسْئَلُ عَمَّا يَفْعَلُ وَ هُمْ يُسْئَلُونَ ،
فعال لما يشاء ،
فَعَّالٌ لِما يُرِيدُ
و . . . .
3 - ساير گروهها و دانشمندان مىگويند : آلام و مصائب دو دستهاند :
1 - برخى از آنها نيكو و بجا و بايستنى است و منافاتى با حكمت الهى ندارد .
2 - و بخشى از آنها قبيح و نبايستنى است و اگر خدا فاعل آن باشد با حكمت او سازگار نيست و خود اين گروهها اختلاف دارند در اينكه : فلسفهء حسن بخش اول از آلام چيست ؟ .
حضرات تناسخيه و بكريه مىگويند : فلسفهء حسن اين نوع از بلاها تنها استحقاق است يعنى اين بلاها عكس العمل اعمال ما است و ما كارى