Skip to main content

التفهيم لاوايل صناعة التنجيم — Page 694

Contributors:

P.694
علاوة مىكنم كه تمام ايراد آقاى معترض متوجه وجه تسميهء قطوع مخروط است كه امر سهلى است وممكن است از اين قسمت بكلى چشم بپوشيم ؛ بأصل مطلب خلل نمىرساند . چنانكه دربارهء وجه تسميهء پاره‌يى از اشكال هندسي از قبيل شكل حماري ومأمونى وشكل عروس علماى فن وجوه مختلف گفته‌اند كه هيچ اثر در أصل وماهيت قضية نمىگذارد . خود ايشان هم چيزى در اين خصوص نگفته‌اند تا نظر خود ايشان در وجه تسميهء قطوع معلوم شود . اما وجوه تسميه‌يى كه آقاى آرام احتمال داده‌اند بنظر اين حقير هم بسيار دقيق ومستحسن است . وممكن است خوانندگان كتاب همين قسمت را بدل آنچه در حاشية نوشته شده است مناط اعتبار قرار بدهند والسّلام على من اتبع الهدى . ونيز حضرت آقاى أبو القاسم قرباني كه از استادان بزرگ رياضى ودر تحقيق ودقّت نظر وتبحّر در شعب وفروع اين علم مسلم ومقبول همهء أرباب نظر است در نامه‌يى كه باين حقير مرقوم داشته‌اند چنين مىنويسند : « پيش از زمان آپولونيوس
( Appollonius )
متوفى در حدود سال 200 قبل از ميلاد ) يونانيان قطوع مخروط را بوسيلهء سه نوع مخروط دوّار تعريف مىكردند بر حسب آنكه زاويهء رأس مخروط حاده يا قائمه ويا منفرجه باشد فصل مشترك آن با صفحه‌يى كه عمود بر مولد مخروط باشد بيضى يا سهمى ويا هذلولى است . وچون آنان يك دامنه از مخروط را مورد نظر قرار مى - دادند فقط يك شاخهء هذلولى را مىشناختند . اما آپولونيوس در مقالهء أول كتاب مخروطات خود قطوع مخروط را تنها بوسيلهء فصل مشترك يك مخروط دوار يا مايل كه داراى دو دامنه باشد تعريف كرد ونشان داد كه در نظر گرفتن سه مخروط متفاوت در اين مورد لزومى ندارد .