بدتر و پستتر . وقتى شخصى را ديد كه از او بدتر و پستتر است بگويد شايد خوبى او در باطن است و اين پنهان بودن خوبيش بنفع اوست و خوبى من آشكار است كه اين به ضرر من است اما وقتى كسى را ديد كه از او بهتر و پرهيزكارتر است در مقابلش تواضع مينمايد تا به او برسد اگر چنين بود مقامى ارجمند يافته و واقعا خوب شده و به نيكى ياد مىشود و برتر از اهل زمان خويش ميگردد .
18 - شخصى از آن جناب راجع به اين آيه پرسيد :
وَ مَنْ يَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ فَهُوَ حَسْبُهُ
« 1 » .
فرمود توكل درجاتى دارد از آن جمله اينست كه در تمام كارهايت اعتماد به خدا كنى در كارهائى كه نسبت به تو انجام داده هر چه كرده راضى باشى و بدانى كه در مورد تو كوتاهى و كملطفى ننموده و بدانى كه حق با اوست در تمام آن پس توكل بر او مينمائى بتفويض آن به خدا و از آن جمله ايمان به غيبت است مسائلى كه تو از آن اطلاع ندارى علم آن را به خدا مىسپارى و اولياء و امناى خدا و به آنچه آنها ميگويند اعتماد ميكنى و بمسائل ديگرى كه از ناحيه امناى خدا ميرسد .
19 - احمد بن نجم از امام سؤال كرد راجع بعجب و خودپسندى كه عمل را فاسد مىكند فرمود عجب درجاتى دارد از آن جمله اينست كه شخص عمل بد خود را خوب انگارد و خوشش بيايد و خيال كند كار خوبى كرده و نوع ديگر آن اينكه شخص با ايمانى كه به خدا ايمان آورده منت بر خدا داشته باشد با اينكه خدا بر او منت دارد در دينش .
20 - فضل ( شايد وزير مأمون باشد ) گفت به حضرت رضا ( ع ) عرضكردم يونس بن عبد الرحمن مدعى است كه معرفت اكتسابى است فرمود نه اشتباه كرده ، خداوند بهر كه بخواهد ايمان را مىبخشد بعضى اشخاص داراى ايمان مستقر هستند و بعضى ايمانى مستودع دارند ، ايمان مستقر ايمان ثابتى است كه هرگز خدا آن را سلب نميكند و از او نميگيرد و اما مستودع ايمانى است كه به شخص مىدهد بعد از او مىگيرد .
21 - صفوان بن يحيى گفت : از حضرت رضا ( ع ) راجع به معرفت پرسيدم كه آيا مردم در رابطه با معرفت از خود مىتوانند كارى بكنند فرمود نه . عرضكردم آيا
هامش
( 1 ) طلاق : آيه 3 .