در نظر بگيريد . مردم دو نوعند گرفتار و آسوده ، به كسى كه گرفتار است رحم كنيد و خدا را سپاسگزارى نمائيد بر سلامتى و آسايش .
پسر جندب بديدار خويشاوندى برو كه با تو قطع رابطه كرده و به كسى ببخش كه ترا محروم نموده و نيكى كن به كسى كه به تو بدى نموده و با دشمن خويش انصاف داشته باش و ببخش كسى را كه به تو ستم روا داشته همان طورى كه مايلى از تو بگذرند عبرت بگير از گذشتى كه در باره تو مينمايند ، وقتى به كسى چيزى مىبخشى سعى كن با دست راست خود دادى دست چپت مطلع نشود آن صدقهاى كه در پنهانى ميدهى در روزى كه اشكالى ندارد مردم مطلع از صدقه تو شوند ( روز قيامت ) در مقابل اهل محشر به درد تو خواهد خورد . صداى خود را كوتاه كن خداوند بر اسرار پنهانى و تمام مسائل آشكار مطلع است . ميداند چه ميخواهيد قبل از درخواست ، وقتى خاموشى بودى غيبت كسى را نكن و روزه خود را بستم آلوده مگردان مانند آن شخص نباش كه براى نشان دادن بمردم روز ميگيرد . با چهرهاى غبارآلود و سرهاى ژوليده و دهان خشك تا مردم بفهمند آنها روزه هستند .
پسر جندب همه خوبيها و همه بديها در پيش روى تو است نتيجه خوبى و بدى را نخواهى ديد مگر بعد از آخرت زيرا خداوند تمام نتايج خوبيها را در بهشت و همه بديها را در جهنم قرار داده . چون اين دو پايدار و باقى هستند لازم است سپاسگزارى نمايد كسى كه خداوند او را هدايت بخشيده و بايمان گرامى داشته و ارشادش كرده و به او بينشى عطا كرده كه نعمتهاى پروردگار را درمىيابد و علم و حكمتى بخشيده كه تدبير امر دنيا و آخرت خود را مينمايد و كفران اين نعمتها را ننمايد . به ياد خدا باشد و فراموش نكند و مطيع او باشد و مخالفت نكند بواسطه لطفى كه از پيش به تو داشته و نعمت و عنايتى كه جديدا به تو ارزانى نموده و بوجودت آورده و آن گران الطافى كه به تو وعده عنايت داده و مشمول فصل خويش نموده به اين طور كه بيش از قدرت و طاقتت تكليف نكرده و ضامن كمك شده براى تو نسبت به همين مقدارى كه تكليف كرده و تشويق بكمك نموده بر همين مقدار كم تكليف با اينكه بنده از دستور او سرپيچى مىكند و بعجز و ناتوانى تن درميدهد لباس خوارى بر تن مىپوشد در پيشگاه پروردگار . دل بسته بهواى نفس خويش است و پيوسته دچار شهوات . دنيا را مقدم داشته بر آخرت در عين حال با چنين اعمالى آرزوى بهشت برين را دارد . با اينكه سزاوار نيست انسان مقام ابرار را با عمل
بحار الأنوار ( ج 75 ) ( مواعظ امامان ( ع ) ) ( فارسى ) — صفحة 251
مساهمون: العلامة المجلسي
ص٢٥١