تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار ( ج 75 ) ( مواعظ امامان ( ع ) ) ( فارسى ) — صفحة 184

مساهمون:

ص١٨٤
56 - و فرمود وقتى وارد خانه برادرت شدى تمام احترامات و لطفهاى او را بپذير مگر نشستن در صدر مجلس . 57 - و فرمود كفاره خدمت براى سلطان احسان به برادران است . 58 - بيمار شد امام ( ع ) گفت خدايا اين بيمارى را برايم سبب تاديب قرار بده نه اينكه خشم بر من گرفته باشى . 59 - فرمود دختران حسنات هستند و پسران نعمت در مقابل حسنات ثواب به انسان ميدهند و از نعمتها بازخواست ميكنند . 60 - فرمود بپرهيز از لغزشهائى كه بواسطه اعتمادهاى بىجا پيش مىآيد كه قابل اغماص نيست . 61 - عرض شد آقا آب چه مزه دارد ؟ فرمود مزه زندگى . 62 - و فرمود كسى كه از عيب خجالت نميكشد و خوددارى مىكند هنگام پيرى و از خدا ميترسد پشت سر در او خيرى نيست ( شايد منظور اينست كه در مقابل مردم از خدا نميترسد و از عيب عار ندارد ولى پشت سر از خدا ميترسد ) . 63 - فرمود بهترين مردم كسى است كه در او پنج خصلت جمع شود وقتى كار نيك مىكند شاد است و وقتى كار بد انجام ميدهد استغفار مىكند وقتى به او چيزى بدهند سپاسگزار است و وقتى گرفتار شود صبر مىكند و وقتى به او ستم شود ميبخشد . 64 - فرمود بپرهيزيد از سر بسر گذاشتن با شعراء زيرا آنها در مورد ستايش و مدح بخيل هستند ولى در مورد هجو خيلى كريمند ( يعنى زود هجو ميكنند ولى دير مدح ) . و فرمود من بسرعت حاجت دشمنم را برميآورم مبادا او را رد كنم و از من بىنياز شود . 65 - پيوسته ميفرمود خدايا بعفو و گذشت سزاوارترى تا من به عقوبت و كيفر . 66 - كردى اعرابى خدمت آن جناب رسيد ، بعضى ميگفتند خدمت پدرش حضرت باقر رسيد و گفت آيا خدائى كه ميپرستى ديده‌اى فرمود چيزى را كه نديده باشم نمىپرستم . گفت چگونه ديده‌اى او را فرمود او را ديده آشكارا نمىبيند ولى دلها با حقيقت ايمان مىيابند . با حواس درك نميشود و مقايسه با مردم نميشود بوسيله نشانه و آيات معروف است و با علامتها موصوف ، اوست خدائى كه جزا و خدائى نيست . اعرابى گفت خدا ميداند كجا پيامبرى را قرار دهد .