آمد خواص و عوام بسوى آنها . چقدر به تو كم ميدهند در مقابل مقدار زيادى كه از تو ميگيرند . و چقدر كم به تو ميرسند ولى چقدر زياد برايت خرابى بوجود مىآورند متوجه خود باش هيچ كس ملاحظه ترا نخواهد كرد . و به حساب خويش چنان رسيدگى كن كه از تو بازخواست خواهند نمود .
دقت كن چگونه سپاسى كسى را داشتهاى كه از كوچكى تربيت و تغذيهات نموده تا بزرگى . بيم آن دارم كه مشمول اين آيه شوى :
فَخَلَفَ مِنْ بَعْدِهِمْ خَلْفٌ وَرِثُوا الْكِتابَ يَأْخُذُونَ عَرَضَ هذَا الْأَدْنى وَ يَقُولُونَ سَيُغْفَرُ لَنا
« 1 » .
بعد از آنها گروهى وارث كتاب خدا شدند كه دل به دنيا بستند و شروع به جمعآورى دنيا كردند و گفتند در آينده ما را خواهند بخشيد .
تو در جايگاهى پايدار نيستى . در خانهاى هستى كه اعلان كوچ داده هيچ كس پس از دوستان خود باقى نخواهد ماند خوشا به حال كسى كه در دنيا بيمناك باشد .
چقدر بدبخت است كسى كه ميميرد ولى گناهانش باقى است .
بترس كه به تو اطلاع دادهاند و سرعت بگير كه به تو مهلت دادهاند ، تو با كسى معامله ميكنى كه بىاطلاع نيست . و كسى است كه تمام اعمال ترا حفظ مىكند و هيچ غفلت ندارد ، آماده باش كه سفر دور و درازى در پيش دارى كه نزديك شده مداوا كن گناه خود را كه مبتلا به بيمارى شديد شده ، گمان نكنى كه من ميخواهم تو را توبيخ و سرزنش و تعيير كنم بلكه منظورم اينست كه خداوند بينش ترا كه نابود شده زنده كند و آنچه از دينت را از دست دادهاى به تو برگرداند و به ياد اين آيه افتادم
وَ ذَكِّرْ فَإِنَّ الذِّكْرى تَنْفَعُ الْمُؤْمِنِينَ
« 2 » .
فراموش كردهاى از دوستان و همرديفانت كه از دنيا رفتهاند و تو تنها ماندهاى ببين آنها گرفتار شدهاند مانند تو . و در گردابى چون تو افتادهاند آيا آنها را ديدهاى كه كار خوبى را تو بگوئى آنها بدانند و چيزى را تو بدانى آنها ندانند ( منظور اينست كه مطلب اطلاع تو و جهل آنها نيست ) بلكه موقعيتى است كه تو در دل عامه مردم پيدا كردهاى و آنها گرفتار استفاده از تو شدهاند چون پيرو تو هستند و بدستوراتت عمل ميكنند اگر تو حلال بدانى آنها نيز حلال ميشمارند ، اگر حرام بشمارى آنها هم حرام ميشمارند ، با اينكه حلال و حرام نمودن در اختيار
هامش
( 1 ) سوره اعراف : 168 .
( 2 ) سوره ذاريات آيه 55 .