آسمان هفتم را عجماء مىگويند و مانند درّ ، سفيد است .
سؤال كرد از گاو ، چرا سر به زير انداخته و سر بر نمىدارد گفت از حياء نسبت به خداى بزرگ از وقتى قوم موسى گوساله پرست شدند او سر به زير انداخت .
از جزر و مدّ پرسيد كه چيست ؟ فرمود فرشته موكل درياها است به نام رومان وقتى قدمهاى خود را در دريا بگذارد بالا مىآيد وقتى پاى بيرون آورد فرو مىرود .
از اسم ابو الجن پرسيد فرمود شومان و هم اوست كه از شعله آتش آفريده شد .
پرسيد آيا خداوند پيامبرى براى جنيان فرستاده ؟ فرمود آرى پيامبرى به نام يوسف براى آنها فرستاد يوسف آنها را دعوت به حق نمود اما او را كشتند .
از نام ابليس پرسيد كه در آسمان چه بود ؟ فرمود اسمش حارث بود . پرسيد چرا آدم را آدم ناميدهاند ؟
فرمود چون از اديم زمين و صفحه روى زمين آفريده شد . پرسيد چرا ارث پسر دو برابر دختر است . فرمود به واسطه خوشه گندم بود كه سه دانه داشت حوا اول يك دانه آن را خورد و به آدم دو دانه را داد به همين جهت مرد دو برابر زن ارث مىبرد .
پرسيد كداميك از پيامبرى ختنه شده به دنيا آمدند ؟ فرمود آدم ، شيث ، ادريس ، نوح ، ابراهيم ، داود ، سليمان ، لوط ، اسماعيل ، موسى ، عيسى و محمد صلى الله عليهم اجمعين . پرسيد عمر آدم چقدر بود ؟ فرمود : نهصد و سى سال . پرسيد چه كسى اولين شعر را گفت ؟ جواب داد آدم . گفت چه شعرى سرود ؟ فرمود وقتى به زمين فرود آمد از آسمان و گستردگى زمين و هواى آن را كه مشاهده نمود و قابيل برادرش هابيل را كشت آدم عليه السلام گفت :
تغيرت البلاد و من عليها * فوجه الارض مغبّر قبيح
تغير كل ذي لون و طعم * و قل بشاشة الوجه المليح
شيطان در جوابش گفت :
تنح عن البلاد و ساكنيها * ففي الفردوس ضاق بك الفسيح
و كنت بها و زوجك في قرار * و قلبك من أذى الدنيا مريح
فلم تنفك من كيدي و مكري * الى ان فاتك الثمن الربيع