تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار ( احتجاجات ) ( فارسي ) — صفحة 46

مساهمون:

ص٤٦
خبر مىداد آنچه پشت ديوار بود حضرت محمد صلى الله عليه و آله از وقايع جنگ موته ( كه جعفر بن ابى طالب در آن جنگ شهيد شد ) خبر مىداد با اينكه در آنجا حضور نداشت و تعداد شهدا و كيفيت جنگ را بيان مىكرد با اينكه يك ماه راه بين او و محل جنگ فاصله بود . شخصى مىآمد و تصميم داشت سؤالى بكند به او مىگفت خودت مىگوئى يا من بگويم مىگفت شما بفرمائيد مىفرمود راجع به فلان جريان مىخواهى سؤالى كنى تمام خواسته او را بيان مىكرد . آنچنان اسرار اهل مكه را فاش نمود كه ديگر سرّى نداشتند از آن جمله جريان صفوان بن اميه و عمير بن وهب بود كه عمير پيش پيامبر آمده گفت آمده‌ام براى آزادى فرزندم فرمود به او دروغ مىگوئى تو با صفوان در خطيم كنار كعبه به ياد كشته‌شدگان جنگ بدر افتاديد و به او گفتى مرگ براى ما از زندگى بهتر است با اين كارى كه محمد صلى الله عليه و آله كرد آيا زندگى فايده‌اى دارد بعد از آن همه كشته كه ما در قليب داديم . تا به او گفتى اگر زن و فرزند نداشتم و قرضى كه دارم نبود تو را از دست محمد صلى الله عليه و آله آسوده مىكردم صفوان گفت من قرض تو را به عهده مىگيرم و زن و فرزندت را جزء خانواده خود قرار مىدهم كه در خير و شر آنها شريك باشند . تو گفتى پس اين مطلب را پنهان بدار و وسائل سفر مرا فراهم كن تا بروم و او را بكشم تو براى كشتن من آمده‌اى گفت صحيح مىفرمائيد يا رسول الله اينك مىگويم اشهد ان لا إله الا الله و انّك رسول الله از اين جريانها زياد اتفاق مىافتاد كه نمىتوان شمرد . يهودى گفت مىگويند عيسى به صورت پرنده از گل مىساخت و در او مىدميد يك پرنده مىشد به اجازه خدا على عليه السلام فرمود همين طور است حضرت محمد صلى الله عليه و آله نيز شنيد اين را انجام داده در جنگ حنين سنگى را بدست گرفت ما صداى تسبيح و تقديس سنگ را شنيديم سپس به سنگ فرمود شكافته شو ، سنگ سه پاره گرديد از هر كدام صداى تسبيحى غير تسبيح ديگرى مىشنيديم .