موجب كشتنش مىشود .
حرام دانستن گوشت هر درنده پنجهدار و هر پرنده چنگالدار و تحريم طحال كه آن خون است و حرام دانستن جرّىّ « 1 » و ماهى به روى آب آمده و مار ماهى و زمير ( ماهى آبنوس ) و هر نوع ماهى كه فلس ندارد .
و اجتناب از كبائر كه عبارتند از قتل نفس و زنا و سرقت و شرب خمر و عقوق والدين و فرار از جنگ و مال يتيم خوردن و خوردن گوشت مرده و خون و گوشت خوك و آنچه به غير نام خدا كشته شده در غير ضرورت و احتياج مبرم و رباخوارى و حرام خوارى و قمار و كمفروشى و نسبت ناشايست به زنان محترم دادن و لواط و شهادت به دروغ و يأس از رحمت خدا و ايمن از مكر خدا بودن و نااميد از رحمت خدا شدن و كمك به ستمكاران و اعتماد به آنها و قسم به دروغ خوردن و حبس حق مردم نه به واسطه گرفتارى و دروغ گفتن و تكبر و اسراف و تبذير و خيانت و حج را سبك شمردن و جنگ با اولياى خدا و اشتغال به كارهاى لهو و اصرار بر گناه .
اين حديث از فرزند على بن شاذان به نام قنبر نيز نقل شده كه او مىگويد امام عليه السلام اين مطالب را به صورت نوشته به مأمون نداده و مختصر اختلافى با حديث سابق دارد كه ( مرحوم مجلسى مىنويسد حديث عبد الواحد بن محمد بن عبدوس به نظر من صحيحتر است . ) روايت ديگرى از تحف العقول مرحوم مجلسى نقل مىكند كه مأمون فضل بن سهل ذو الرياستين را خدمت حضرت رضا عليه السلام فرستاد تقاضا كرد برايش سنن و آداب و حلال و حرام را بنويسد . همان روايت را با مختصر اختلافى نقل مىكند مثلا در فضيلت جماعت بر افرادى كه در روايت اول 24 برابر بود در اينجا هزار برابر است و در زكات غلات بين ديم و زراعت كه با دلو آب داده مىشود فرق مىگذارد كه ديم 10 / 1 زكات دارد و آبيارى به وسيله دست 20 / 1 و موارد مختصر ديگرى كه از
هامش
( 1 ) قبلا توضيح جرى داده شده ، ماهى معروف به حنكلس كه در آبهاى شيرين زندگى مىكند و فقط تيره پشت دارد .