صلى الله عليه و آله نيز مردى كه به قيامت اقرار نداشت و منكر پيش او آمد بنام ابى بن خلف جمحى با خود استخوان پوسيده را آورد كه با دست آنها را نرم مىكرد بعد گفت يا محمد
مَنْ يُحْيِ الْعِظامَ وَ هِيَ رَمِيمٌ
اين استخوانهاى پوسيده كه زنده خواهد كرد خداوند به زبان پيامبرش انداخت و با دليل واضح و روشن فرمود
يُحْيِيهَا الَّذِي أَنْشَأَها أَوَّلَ مَرَّةٍ وَ هُوَ بِكُلِّ خَلْقٍ عَلِيمٌ
همان كسى كه او را اول آفريد او به هر نوع آفرينشى دانا است . آن مرد مبهوت شده رفت يهودى گفت حضرت ابراهيم عليه السلام بتهاى قوم خود را تكه تكه كرد به واسطه حمايت از توحيد على عليه السلام فرمود همين طور است اما حضرت محمد صلى الله عليه و آله سيصد و شصت بت را از فراز كعبه فرو ريخت و از جزيرة العرب بدور كرد و هر كس آنها را مىپرستيد با شمشير خود او را خوار و ذليل كرد .
يهودى گفت ابراهيم عليه السلام فرزند خود را بر زمين خوابانيد و براى قربانى چهرهاش را بر خاك نهاد على عليه السلام فرمود درست است اما ابراهيم پس از خواباندن فرزند بر زمين خداوند براى او فداء فرستاد ولى حضرت محمد صلى الله عليه و آله به مصيبتى دشوارتر از آن گرفتار شد . كنار پيكر عموى خود حمزه كه شير خدا و شير پيامبرش و ياور دين خدا بود ايستاد موقعى كه از دنيا رفته بود اظهار دلتنگى نكرد و اشك از ديده نريخت به چشم خويشاوندى به او تماشا نكرد تا خداوند را با شكيبائى و صبر خود خشنود كند و در تمام كارها تسليم او باشد فرمود اگر خواهرش صفيه ناراحت نشود پيكرش را رها مىكنم تا خداوند او را از درون دل درندگان و شكم پرندگان محشور نمايد و اگر اين كار سنت و روش بعد از من نمىشد اين كار را مىكردم .
يهودى گفت ابراهيم عليه السلام را قومش در آتش انداختند و صبر كرد خداوند آتش را بر او سرد و سلامت قرار داد آيا چنين كارى را نسبت به محمد صلى الله عليه و آله كردهاند امير المؤمنين عليه السلام فرمود صحيح است حضرت محمد صلى الله عليه و آله وقتى وارد خيبر شد زنى خيبرى او را مسموم كرد خداوند سم را در اندرون بدنش سرد و سلامت قرار داد تا هنگام اجلش . سمّ وقتى در داخل بدن