تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار ( احتجاجات ) ( فارسي ) — صفحة 297

مساهمون:

ص٢٩٧
گذشته ابراهيم خليل الرحمن موقعى كه پرنده‌ها را قطعه قطعه كرد و روى هر كوهى مقدارى از آنها را قرار داد . بعد صدا زد ، با سرعت آمدند . غير از آن موسى بن عمران و آن هفتاد نفرى كه انتخاب كرد كه با او به كوه بيايند و گفتند تو خدا را ديده‌اى ، به ما نيز نشان بده . گفت من خدا را نديده‌ام . گفتند ما ايمان نمىآوريم تا خدا را آشكارا ببينيم . صاعقه‌اى بر آنها جهيد ، تمامشان سوختند . موسى تنها ماند . عرض كرد خدايا من هفتاد نفر از بنى اسرائيل را انتخاب كردم و آوردم . حالا تنها برگردم چگونه حرف مرا قبول مىكنند . اگر مىخواستى آنها را قبلا مىكشتى با من و به واسطه حرف نادان مردم ما را هلاك مىكنى . خداوند پس از مرگ آنها را زنده كرد . تمام آنچه برايت نقل كردم نمىتوانى دفع كنى زيرا تورات و انجيل و زبور و فرقان گوياى اين مطالب است . اگر هر كس مرده زنده كند و كور و برص و ديوانه را شفا بخشد بتوان او را خدا گرفت بايد تمام اينها خدا باشند . يهودى چه مىگوئى ؟ جاثليق گفت سخن ، سخن تو است لا إله الا الله . بعد متوجه راس الجالوت شده فرمود : يهودى توجه كن . سؤال مىكنم از تو ده آيه‌اى كه نازل شده بر موسى بن عمران . آيا در تورات ذكر محمد صلى الله عليه و آله و امتش آمده آنجا كه مىفرمايد زمانى كه آمد امت اخير پيروان شتر سوار خدا را تسبيح مىكنند به واقع تسبيحى جديد در عبادتگاههاى تازه . بنى اسرائيل به آنها پناه آورند و به قدرت ايشان سر فرود آورند تا آرامش خاطر مىيابند . زيرا در اختيار آنها شمشيرهائى است كه به وسيله آنها انتقام مىگيرند از امت‌هاى كافر جهان در اطراف زمين اگر همين طور در تورات نوشته نيست ؟ راس الجالوت گفت چرا همين طور است . آنگاه رو به جاثليق نموده فرمود : يا نصرانى ! چقدر از كتاب شعيا اطلاع دارى ؟ گفت كلمه به كلمه واردم . به آن دو فرمود : اين تهمت از اين سخن او را مىدانيد مردم من ديدم چهره الاغ سوار را كه لباسى از نور پوشيده و شتر سوار را ديدم كه نورش چون ماه مىدرخشيد گفتند چرا اين حرف را زده ؟ حضرت رضا عليه السلام فرمود : نصرانى آيا در انجيل اين سخن عيسى را