تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار ( احتجاجات ) ( فارسي ) — صفحة 220

مساهمون:

ص٢٢٠
بخشيده‌اند باز خطا كرده و كار خوبى نكرده‌اند كه از بخشش خود برگشته‌اند و محلى را كه بخشيده‌اند باز خود تصرف نموده‌اند . ابو حنيفه ساعتى سر به زير انداخت . آنگاه گفت نه مال شخصى پيامبر صلى الله عليه و آله بوده و نه مال آن دو ولى آن دو به مناسبت حق دخترانشان عايشه و حفصه استحقاق اين دفن را پيدا كرده‌اند . فضال گفت اين حرف را هم برايش گفتم او در جواب من گفت خودت مىدانى كه پيامبر صلى الله عليه و آله وقتى از دنيا رفت نه زن داشت وقتى محاسبه مىكنيم به هر كدام از آن زنان 72 / 1 مىرسد و اين يك نهم از يك هشتم به اندازه يك وجب در يك وجب مىشود ، چگونه آن دو بيش از يك مقدار معلوم متصرف شده‌اند ؟ ضمنا چه شد كه حفصه و عايشه ارث از پيامبر صلى الله عليه و آله مىبرند ولى فاطمه زهرا عليها السلام دخترش نبايد ارث ببرد ؟ ابو حنيفه فرياد زد مردم اين مرد را دور كنيد از من كه او رافضى خبيث است .

مناظره سيد حميرى

از مطالبى كه شيخ رحمة الله عليه نقل كرده اين است كه حارث بن عبد الله ربعى گفت من در حضور منصور دوانيقى بودم روزى كه در پل بزرگ بود و سوّار قاضى نيز حضور داشت ، سيد حميرى اين قصيده خود را مىخواند :
ان الا له الذى لا شىء يشبهه * أتاكم الملك للدنيا و للدين أتاكم الله ملكا لا زوال له * حتى يقاد إليكم صاحب الصين و صاحب الهند مأخوذ برمته * و صاحب الترك محبوس على هون
قصيده خود را تمام كرد . منصور از ذكر فتوحات خود در اين قصيده خوشحال بود . سوّار گفت اين مرد يا امير المؤمنين به خدا قسم بر خلاف عقيده قبلى خود شعر مىگويد . خدا را سوگند اين‌ها معتقد به محبت ديگران هستند و عداوت شما را در دل مىپرورانند . سيد حميرى گفت به خدا قسم او دروغ مىگويد من در مدح تو
بحار الأنوار ( احتجاجات ) ( فارسي ) — صفحة 220 | العلامة المجلسي / موسى خسروى