نمىداند « 1 » .
اما شباهت فرزند به عموها و دائيهايش چنين است كه اگر نطفه زن زودتر به رحم زن برسد بچه شبيه عموهايش مىشود و از نطفه مرد استخوان و رگها است اگر نطفه زن زودتر از نطفه مرد به رحم برسد بچه شبيه دائيهايش مىشود و از نطفه زن مويها و پوست و گوشت مىرويد زيرا آن نطفه زرد و رقيق است .
آسمان را آسمان ناميدهاند ، زيرا وسم آب است يعنى معدن آب و دنيا را دنيا ناميدهاند چون پستتر از هر چيزى است و آخرت ، آخرت ناميده شد چون در آنجا ثواب و پاداش داده مىشود و آدم را آدم ناميدهاند زيرا او را از پهن دشت زمين آفريدهاند ( اديم زمين ) يعنى روى زمين و جريان چنين بود كه خداوند جبرئيل را فرستاد و دستور داد از روى زمين چهار خميره بياورد ، طينت بيضاء و طينت حمراء و طينت غراء و طينت سوداء و آن را از دشت هموار و ارتفاعات جمع كند و دستور داد چهار نوع آب نيز بياورد آب گوارا ، آب شور ، آب تلخ و آب بدبو .
او را امر كرد كه آب را بر روى خاك بريزد و با دست خود خمير نمايد ، نه خاكها زياد آمد كه احتياج به آب داشته باشد و نه از آب زياد آمد كه احتياج به خاك داشته باشد آب گوارا را در حلق او و آب شور را در دو چشم او و آب تلخ را در گوشش و آب بدبو را در دماغش وارد كرد و اما حوا را حوا ناميدهاند چون او از حيوان آفريده شد . اسب را اجد ناميدهاند زيرا اولين كسى كه سوار بر اسب شد قابيل بود روزى كه برادرش هابيل را كشت و اين شعر را سرود :
اجد اليوم و ما * ترك الناس دما
به اسب از اين جهت اجد گفتهاند و قاطر را عد ناميدهاند زيرا اولين كسى كه سوار قاطر شد آدم عليه السلام بود فرزندى داشت به نام معد كه خيلى به چهار پايان
هامش
( 1 ) از طريق عامه و خاصه رد آياتى بدين مضمون رسيده كه زمين بر شانه ملك و . . . گرچه بعضى با تكلفاتى خواسته اين اخبار را تفسير و توجيه نمايند واقع مطلب اينست كه چنين اخبار متشابه است و ما معنى واقعى آن را نمىدانيم .