كسى كه در پيدا وپنهان ، از خدا أطاعت كرد . . .
بخش سوّم : كلامي دربارهء قصد وانگيزه وآرزوهاى خود در رابطه با زيارة امام حسين عليه السّلام ويارى أو :
سلام بر تو ، من بسوى تو آمدم ونزد تو آرزوى رستگارى دارم .
سلام بر تو ، سلام كسى كه حرمت تو را مىشناسد ، در ولايت تو اخلاص مىورزد ، با محبّت تو بسوى خدا تقرّب مىجويد . . .
بخش چهارم : گواهى بر أوصاف كريمه وسيرهء پيامبرگونهء امام حسين عليه السّلام :
شهادت مىدهم كه تو برپادارندهء نماز وعطاكنندهء زكات بودى . به معروف فرمان دادى واز ناشايستگى وظلم باز داشتى . مطيع خدا بودى ونافرمانى أو نكردى . به أو وبه ريسمان أو چنگ زدى وخشنودش ساختى . . .
بخش پنجم : سخن از كيفيّت قيام :
زمانيكه ستم گسترش يافت وبىعدالتى نقاب از چهره افكنده وضلالت ، پيروانش را فراخواند وتو در حريم حرم جدّ خويش أقامت داشتى و . . .
بخش ششم : شرح مصائب وچگونگى كشته شدن امام حسين عليه السّلام واسارت أهل بيت عليهم السّلام :
از هر طرف تو را احاطه كردند واز كثرت زخم ، تو را از پا انداختند وراه بر تو بستند وتو را ياورى نمانده بود . . .
بخش هفتم : بر شمارى نتائج شهادت از جهت صدمهء بر اسلام وماتم أنبياء وأولياء وفرشتگان :
واي بر عصيانگران فاسق ، كه با كشتن تو ، اسلام را كشتند ونماز وروزه
زيارت ناحيه مقدسه ( عربي ، فارسي ) — صفحة 9
مساهمون: واحد تحقيقات مسجد مقدس جمكران
ص٩