نباشد بعضى مىگويند منظور پيچك است « 1 » .
ابو الجارود از حضرت باقر ( ع ) نقل كرده كه فرمود اين آيه مثل براى بنى اميه است
اجْتُثَّتْ مِنْ فَوْقِ الْأَرْضِ
يعنى به زمين چسبيده و پيكر آن از زمين جداست
ما لَها مِنْ قَرارٍ
يعنى اين درخت قرار و ثباتى ندارد باد آن را از جاى مىكند و با خود مىبرد .
همان طورى كه چنين درختى ثبات و قرارى ندارد و كسى از آن بهره نمىبرد همين طور كلمه خبيثه بهرهاى براى صاحب آن ندارد .
در باره آيه
أَ لَمْ تَرَ إِلَى الَّذِينَ بَدَّلُوا نِعْمَتَ اللَّهِ كُفْراً
يعنى بوسيله محمد صلى الله عليه و آله نعمت خدا را شناختند منظور اينست كه محمد ( ص ) را شناختند ولى منكر او شدند به جاى سپاسگزارى كفران نعمت كردند از حضرت صادق ( ع ) روايت شده كه فرمود : ما هستيم آن نعمت خدا كه به مردم ارزانى داشته و بوسيله ما رستگار شدهاند رستگاران ممكن است منظور همه نعمتهاى خدا باشد كه بسيارند آنها را تغيير دادند چون به جاى سپاسگزارى كفران نمودند . در منظور آيه اختلاف شده حضرت امير المؤمنين ( ع ) و ابن عباس و ابن جبير و ديگران گفتهاند منظور كفار قريش هستند كه پيامبر را تكذيب كردند و به دشمنى و جنگ با او پرداختند .
مردى از امير المؤمنين ( ع ) از تفسير اين آيه سؤال كرد ، در جواب فرمود آن دو نابكار قريش بنو اميه و بنى مغيره هستند اما بنى اميه مدتها بهرهمند شدند ولى بنو مغيره را در جنگ بدر از پاى درآوردند .
بعضى گفتهاند منظور جبله بن الايهم و پيروان او از عرب هستند كه نصرانى شده و به روم رفتند .
وَ أَحَلُّوا قَوْمَهُمْ دارَ الْبَوارِ
يعنى طرفداران خود را به نابودى كشاندند .
الحجر « 15 » :
الر تِلْكَ آياتُ الْكِتابِ وَ قُرْآنٍ مُبِينٍ * رُبَما يَوَدُّ الَّذِينَ كَفَرُوا لَوْ كانُوا مُسْلِمِينَ * ذَرْهُمْ يَأْكُلُوا وَ يَتَمَتَّعُوا وَ يُلْهِهِمُ الْأَمَلُ فَسَوْفَ يَعْلَمُونَ
* « إلى قوله » :
وَ قالُوا يا أَيُّهَا الَّذِي نُزِّلَ عَلَيْهِ الذِّكْرُ إِنَّكَ لَمَجْنُونٌ * لَوْ ما تَأْتِينا بِالْمَلائِكَةِ إِنْ كُنْتَ مِنَ الصَّادِقِينَ * ما نُنَزِّلُ الْمَلائِكَةَ إِلَّا بِالْحَقِّ وَ ما كانُوا إِذاً مُنْظَرِينَ * إِنَّا نَحْنُ نَزَّلْنَا الذِّكْرَ وَ إِنَّا لَهُ لَحافِظُونَ
هامش
( 1 ) منظور آن نوع پيچكى است كه ريشه در زمين ندارد و بدور درختها مىپيچد .