مقربين مانند برترى من است كه من پروردگار جهانيانم بر تمام جهانيان همين سخن را خداوند به موسى فرمود وقتى او گمان مىكرد بر تمام جهانيان برترى دارد .
يهوديان از اين جملات به خشم آمدند و تصميم گرفتند كه پيامبر اكرم ( ص ) را بكشند و خواستند شمشيرهاى خود را از نيام بكشند تمام آنها متوجه شدند كه دستهايشان مثل اينكه از پشت بسته شده و خشك است كه قدرت حركت دادن آن را ندارند متحير ماندند .
پيامبر اكرم ( ص ) فرمود ناراحت نباشيد خداوند تصميم خوبى در باره شما دارد نگذاشت كه به دوست او حمله كنيد و شما را مجبور كرد كه استدلال او را در باره نبوت حضرت محمد و وصى او على بن ابى طالب ( ع ) گوش دهيد .
سپس پيامبر اكرم ( ص ) رو به يهودان نموده فرمود اى مردم يهود اين رؤساى شما كافرند و اموال شما را مىبلعند و حقوق شما را نمىدهند و ستم به شما روا داشتهاند در اموالى كه به خود اختصاص دادهاند پايين و بالا مىبرند .
رؤساى يهودان گفتند اينك استدلال بر ادعاى خود بنما در مورد نبوت خويش و وصايت على ( ع ) برادرت اين ادعاها بى خود است كه هم كيشان ما را عليه ما مىشورانى .
پيامبر اكرم ( ص ) فرمود اما خداوند عزيز اجازه داده كه من حاضر نمايم آن اموالى را كه شما به اين مردم ضعيف خيانت كردهايد و همچنين صورت حسابهائى كه ترتيب دادهايد و در آن صورت حسابها حق اينها را را به نفع خويش ضبط نمودهايد حاضر شود و اعضاى آنها گواهى دهد به اين عمل و هم اعضاى شما سخن از اين ظلم افشاء كند .
در اين موقع پيامبر اكرم ( ص ) فرمود اين فرشتهها خداى عزيز كليه اموالى كه اينها به نفع خويش ضبط نموده و به مردم عوام ستم روا داشتهاند حاضر كنيد . كيسههاى زر و سيم و لباسها و حيوانات و انواع مختلف از اموال از بالا سرازير شدند و در مقابل ايشان صف كشيدند .
فرمود پيامبر اكرم ( ص ) صورت حسابهاى آنها را بياوريد كه در آن صورت حسابها اينها مغالطه نموده و حق اين بيچارگان را به خويش اختصاص دادهاند در اين موقع طومارهائى آمد و روى زمين قرار گرفت فرمود اين طومارها را برداريد . وقتى برداشتند نوشته شده بود نصيب و حق فلان كس فلان مبلغ است . پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله فرمود اى فرشتگان خدا زير اسم هر كس مقدارى كه از او به سرقت گرفتهاند و به او ستم روا
بحار الأنوار ( احتجاجات ) ( فارسي ) — صفحة 305
مساهمون: العلامة المجلسي
ص٣٠٥