تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار ( احتجاجات ) ( فارسي ) — صفحة 290

مساهمون:

ص٢٩٠
آسمان عنايت كرده كه مجراى آن زير عرش است بر آن يك ميليون قصر است يك خشت از طلا و يك خشت از نقره خار و خاشاك آن زعفران است و سنگريزه آن در و ياقوت است و زمينش از مشك سفيد اين براى من و امتم بهتر است و اشاره به همين است آيه شريفه
إِنَّا أَعْطَيْناكَ الْكَوْثَرَ
گفتند صحيح است اين مطلب در تورات نوشته شده و اين نهر بهتر از آن است پيامبر اكرم ( ص ) فرمود اين سومى . گفتند ابراهيم بهتر از تو است فرمود به چه دليل گفتند زيرا خداوند او را خليل خود قرار داده فرمود اگر ابراهيم خليل خداست من حبيب خدايم . پرسيدند چرا تو را محمد ناميده‌اند فرمود مرا خداوند محمد ناميده و اسم مرا از اسم خود جدا نموده او محمود است و من محمد و امت من حامدند يهودان گفتند صحيح است اين بهتر از آن است ، فرمود اين چهارمى . گفتند : عيسى بهتر از تو است فرمود براى چه ؟ گفتند زيرا عيسى بن مريم روزى در گردنه‌هاى بيت المقدس بود شياطين آمدند تا او را بردارند خداوند جبرئيل را مامور كرد تا بال خود بر چهره شياطين بزند و آنها را در آتش اندازد . با بال خود زد و آنها را در آتش افكند . پيامبر اكرم ( ص ) فرمود به من بهتر از او عنايت كرده‌اند گفتند چه چيز ؟ فرمود روز جنگ بدر از پيكار با مشركين برگشتم بسيار گرسنه بودم وارد مدينه كه شدم زنى يهودى به استقبال من آمد و بالاى سر خود تغارى داشت و در آن بزغاله‌اى را بريان كرده بود و مقدارى نيز شكر به همراه خود آورده بود گفت خدا را سپاس كه به سلامت برگشتى و بر دشمن پيروز گرديدى من نذر كرده بودم اگر از اين جنگ به سلامت و با غنيمت برگشتى اين بزغاله را بكشم و آن را بريان كنم و برايت بياورم . من از استرم به نام شهباء پائين آمدم . همين كه دست بردم كه از آن گوشت بريان بخورم خداوند او را به سخن درآورد و روى چهارپا ايستاد و گفت يا محمد مرا نخورى كه مسموم هستم گفتند راست مىگويى اين بهتر از آن است پيامبر اكرم ( ص ) فرمود اين پنجم . گفتند يكى ديگر مانده بعد حركت مىكنيم فرمود بگوئيد گفتند سليمان بهتر از تو است پرسيد به چه دليل ؟ گفتند چون خداوند براى او شياطين انس و جن و باد و حيوانات را مسخر گردانيده بود .