تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار ( زندگانى حضرت جواد و عسكريين ع ) ( فارسي ) — صفحة 214

مساهمون:

ص٢١٤
اعلام الورى و ارشاد - على بن مهزيار گفت : به حضرت هادى ابو الحسن عرضكردم اگر پيش آمدى بكند كه پناه به خدا ميبرم از آن ، امام كيست ؟ فرمود : من وصيت به فرزند بزرگترم كرده‌ام منظورش امام حسن عسكرى بود . اعلام الورى و مناقب و ارشاد مفيد كلينى - از على بن عمر و عطار نقل مى - كند كه گفت : خدمت حضرت ابو الحسن رسيدم آن وقت پسرش ابو جعفر زنده بود و من خيال مىكردم او امام خواهد بود پس از حضرت هادى . عرضكردم آقا كداميك از فرزندان شما امتياز امامت را دارند . فرمود : كسى را در اين مورد تعيين نكنيد تا خودم دستور دهم . من پس از فوت ابو جعفر نامه‌اى نوشتم و سؤال كردم امام بعد از شما كيست ؟ در جواب نوشت فرزند بزرگترم حضرت ابو محمّد بزرگتر از جعفر ( كذاب ) بود . اعلام الورى و ارشاد - سعيد بن عبد اللَّه گفت : گروهى از بنى هاشم كه از آن جمله حسن بن حسين افطس بود نقل كردند كه آنها حضور داشتند روز فوت محمّد بن على بن محمّد در آن روز براى حضرت امام على النقى فرشى گسترده بودند و گروهى از بنى هاشم و بنى عباس كه در حدود صد و پنجاه نفر ميشدند به غير از غلامان و ساير مردم اطراف امام نشسته بودند . در اين موقع حضرت ابو الحسن چشمش به حضرت امام حسن عسكرى افتاد كه با گريبان چاك و اشك جارى آمد ما ايشان را نمىشناختيم . امام هادى پس از ساعتى كه او ايستاده بود روى بجانبش نموده فرمود : فرزندم سپاس خدا را بگذار كه امامت را به تو سپرد . امام حسن عسكرى گريه كرده كلمه
إِنَّا لِلَّه وَ إِنَّا إِلَيْه راجِعُون
را بر زبان آورد گفت :
الْحَمْدُ لِلَّه رَب الْعالَمِين
او را سپاسگزارم بر تكميل نمودن نعمتش نسبت بما . ما پرسيديم اين كيست ؟ گفتند اين آقا امام حسن فرزند حضرت هادى است . در آن موقع در حدود بيست سال داشت ايشان را شناختيم و متوجه شديم كه با اين فرمايش او را بمنصب امامت تعيين فرموده و جانشين خود قرارش داد .