بخش دوم « تصريح بامامت على بن موسى الرضا عليه السّلام »
عيون اخبار الرضا : يزيد بن سليط زيدى گفت موسى بن جعفر عليه السّلام را ديدم . عرضكردم امام بعد از شما كيست همان طورى كه پدرتان برايم معين كرد فرمود پدرم در زمانى زندگى ميكرد كه حالا مثل آن وقت نيست . عرضكردم هر كسى با همين سخن شما قانع شود لعنت خدا بر او باد . خندهاش گرفت آنگاه فرمود به تو ميگويم من از منزل كه خارج شدم در ظاهر وصيت به تمام فرزندانم كردم و آنها را با علي شريك قرار دادم ولى علي فرزندم را در باطن وصى قرار دادم .
پيغمبر اكرم صلى اللَّه عليه و آله و سلّم را در خواب ديدم كه امير المؤمنين عليه السّلام نيز با ايشان بود در دست انگشتر و شمشير و عصا و كتاب و عمامهاى داشت عرضكردم اينها چيست ؟ فرمود عمامه اقتدار خداست شمشير عزت خدا كتاب نور خدا و عصا نيروى خداست اما انگشتر جامع تمام اينها است . بعد پيغمبر اكرم فرمود امامت پس از تو متعلق بفرزندت علي است .
سپس فرمود : يزيد ! آنچه برايت توضيح دادم بامانت به تو سپردم مبادا جز بمؤمن عاقل و بندهاى كه خداوند قلبش را بايمان آزمايش نموده يا مرد راستگو و درست كردار اطلاع دهى مبادا نعمت خدا را كفران كنى اگر ترا بشهادت خواستند امتناع مكن خداوند ميفرمايد :
وَ مَن أَظْلَم مِمَّن كَتَم شَهادَةً عِنْدَه مِن اللَّه
عرضكردم هرگز چنين كارى را نخواهم كرد .
سپس موسى بن جعفر عليه السّلام فرمود پيغمبر اكرم برايم توصيف نموده فرمود پسرت علي بنور خدا مىبيند و با فهماندن او ميشنود و بحكمت خدا سخن ميگويد هرگز اشتباه نمىكند دانا است و نادانى ندارد گنجينهاى از علم و حلم است به زودى از او جدا خواهى شد توقف شما با هم خيلى كم است وقتى از اين سفر برگشتى