تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار ( زندگانى حضرت امام جعفر صادق ع ) ( فارسي ) — صفحة 213

مساهمون:

ص٢١٣
ديگر بر آن افزودى نه اينكه چهل ثواب كرده باشى در مقابل چهار گناه . شروع كرد با من به بحث و نزاع رهايش كردم و به راه خود رفتم . اختصاص - سماعه گفت : مردى از ابو حنيفه پرسيد ( لا شىء ) هيچى چيست اين سؤال را نيز كرد كه آن چيست كه خدا جز آن را نمىپذيرد در جواب ( لا شىء ) فروماند ، به سئوال‌كننده گفت همين قاطر مرا سوار شو برو پيش امام رافضيان به او به فروش به قيمت ( لا شىء ) بهايش را بگير . آن قاطر را سوار شده خدمت حضرت صادق رفت امام فرمود برو از ابو حنيفه اجازه فروش اين قاطر را بگير . عرضكرد به من اجازه داده فرمود به چند ؟ گفت : ( بلا شىء ) هيچى بغلام خود امر كرد كه قاطر را ببرد بطويله . فرستاده ابو حنيفه محمّد ابن حسن ساعتى منتظر بهاى قاطر شد چون چيزى ندادند عرضكرد آقا پول قاطر چه شد ؟ فرمود فردا صبح . برگشت پيش ابو حنيفه جريان را گفت خوشحال شد فردا صبح ابو حنيفه خدمت امام رسيد . فرمود آمده‌اى بهاى قاطر را كه « لا شىء » است بگيرى . عرضكرد بلى . حضرت صادق سوار همان قاطر شد ابو حنيفه نيز سوار يكى از مركبها هر دو به طرف بيابان رفتند همين كه خورشيد بالا آمد امام صادق عليه السّلام چشمش بسراب افتاد كه چنين به نظر ميرسيد درياى آبى در حركت است . فرمود ابو حنيفه در آن فاصله يك ميلى چه ميبينى عرضكرد آب است يا بن رسول اللَّه باز به آن مكان كه رسيدند ديدند در فاصله يك ميل ديگر ديده مىشود و دور شد امام صادق فرمود بهاى قاطر خود را بگير زيرا خداوند در اين آيه ميفرمايد :
كَسَراب بِقِيعَةٍ يَحْسَبُه الظَّمْآن ماءً حَتَّى إِذا جاءَه لَم يَجِدْه شَيْئاً وَ وَجَدَ اللَّه عِنْدَه
« 1 »
هامش
( 1 ) سوره نور آيه 39 : مانند سرابى است كه آب نما است تشنه آن را آب ميانگارد وقتى به آنجا مىرسد مىبيند هيچى نيست خدا ناظر كار و اعمال آنها است .
بحار الأنوار ( زندگانى حضرت امام جعفر صادق ع ) ( فارسي ) — صفحة 213 | العلامة المجلسي / موسى خسروى