تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار ( زندگانى حضرت سجاد و امام محمد باقر ع ) ( فارسي ) — صفحة 26

مساهمون:

ص٢٦
جن او را رها ساخت و از جنون آسوده گرديد ديگر بيماريش بازگشت نكرد ابو خالد پول را دريافت نمود و اجازه رفتن پيش مادر را گرفته با همان پول روانه شد . خرايج - روايت شده كه وقتى حجاج بن يوسف كعبه را خراب كرد بواسطه جنگ با عبد الله بن زبير و بعد از آن شروع به تعمير كردند پس از پايان ساختمان خواستند حجر الاسود را بجاى اول بگذارند هر يك از دانشمندان يا قاضىها يا زاهدان آنها ميگذاشت تكان مىخورد و در جايش نمىايستاد حضرت زين العابدين پيش آمد و از دست آنها گرفته بجايش قرار داد ، حجر در محل خودش قرار گرفت و تكان نخورد مردم صدا بتكبير بلند كردند . واقعا الهام بفرزدق شاعر شيعى مذهب شده در اين شعرش :
يكاد يمسكه عرفان راحته * ركن الحطيم اذا ما جاء تسليم
خرايج - روايت شده كه فاطمه دختر امير المؤمنين همين كه مشاهده كرد ناراحتى زين العابدين را بجابر گفت ، يادگار برادرم على بن الحسين بسيار ضعيف شده پيشانى و زانوانش پينه بسته ، لازم است تو پيش او به روى و تقاضا كنى كه جان خود را حفظ كند ، جابر آمد در جلو درب خانه مصادف با فرزند على بن الحسين حضرت باقر شد ، به او گفت به خدا سوگند تو باقرى و من سلام پيامبر را به تو ميرسانم به من فرمود تو زنده خواهى بود تا كور شوى باز چشمت بينا مىشود تا آخر خبر . خرايج - طريف بن ناصح گفت در آن شبى كه محمد بن عبد الله بن حسن قيام كرد حضرت صادق عليه السلام كيسه‌اى را خواست و از درون هميانى كه محتوى دويست دينار بود ، كه حضرت زين العابدين از بهاى چيزى كه فروخته نگه داشته بود براى جريانى كه در همين شب در مدينه اتفاق مىافتد آن پول را برداشت و رهسپار باغستانى كه داشت و معروف بطيبه بود رفت . فرمود از اين پيش آمد كسى نجات مىيابد كه سه شب راه فاصله داشته باشد همان دينارها خرج او شد در طيبه تا كشته شدن محمد بن عبد الله كه
بحار الأنوار ( زندگانى حضرت سجاد و امام محمد باقر ع ) ( فارسي ) — صفحة 26 | العلامة المجلسي / موسى خسروى