تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار ( زندگانى حضرت سجاد و امام محمد باقر ع ) ( فارسي ) — صفحة 195

مساهمون:

ص١٩٥
اين آيه ديگر را نيز خواند
فَلَمَّا جاءَ أَمْرُنا جَعَلْنا عالِيَها سافِلَها

« 1 » و آيه

فَخَرَّ عَلَيْهِم السَّقْف مِن فَوْقِهِم وَ أَتاهُم الْعَذاب مِن حَيْث لا يَشْعُرُون

« 2 » . جابر گفت دختران از اين زلزله دوم با سر و پاى برهنه بيرون دويدند هيچ كس به آنها توجهى نداشت . همين كه امام باقر ديد اين دختران چنين ناراحت و حيرانند دلش به حال آنها سوخت نخ را در آستين گذاشت زلزله آرام شد . از مناره پائين آمد مردم ايشان را نمىديدند دست مرا گرفت از مسجد خارج شديم . بدكان آهنگرى گذشتيم كه مردم اطراف دكانش را گرفته بودند آن مردمى گفت صداى داد و فرياد را نشنيديد موقع خرابى ؟ ! بعضى ميگفتند چرا صداى داد و فرياد زيادى مىآمد دسته ديگر ميگفتند نه به خدا صداى سخنان درشت و حسابى بود جز اينكه ما از گرفتارى گوش نميداديم چه ميگويد . جابر گفت حضرت باقر به من نگاهى نموده لبخندى زد فرمود اين جزاى طغيان و سركشى آنها است . عرضكردم آقا اين نخ عجيب از كجا است ؟ فرمود (

بَقِيَّةٌ مِمَّا تَرَك آل مُوسى وَ آل هارُون تَحْمِلُه الْمَلائِكَةُ
) آثار باقيمانده از خانواده موسى و هارون است كه جبرئيل براى ما آورده . جابر ! ما نزد خدا مقام و منزلتى بلند داريم اگر ما نبوديم خدا آسمان و زمين و بهشت و جهنم و خورشيد و ماه و انس و جن را نمىآفريد . جابر ! ما را با هيچ كس مقايسه نكن به خدا قسم بوسيله ما خدا شما را نجات داد و ما واسطه هدايت شما شديم و شما را به خدا راهنمائى كرديم . متوجه امر و نهى ما باشيد مخالفت دستور ما را نكنيد ما بلطف خدا داراى موقعيتى هستيم كه نبايد گفته‌مان رد شود هر چه از ما ميشنويد اگر ميفهميد ستايش خدا را كنيد و هر چه نميدانيد برگردانيد بخودمان و بگوئيد ائمه ما ميدانند چه ميگويند . جابر گفت در اين موقع فرماندار منصوب از طرف بنى اميه با حالت
هامش
( 1 ) سوره هود 82 وقتى دستور ما برسد زير و رو مىكند .
( 2 ) نحل 31 سقف بر آنها فرو ريخت عذاب از جايى كه نميدانستند بر آنها وارد شد .