امامت آن جناب است « 1 » . عبيد الله بن عبد الله بن عتبه گفت خدمت حضرت امام حسين ( ع ) بودم كه على بن الحسين وارد شد او را پيش خواند و محكم در آغوش گرفته پيشانىاش را بوسيد فرمود پدرم فدايت باد چقدر خوشبو و خوش خلقى . از اين سخن مرا در دل خطورى رسيد عرضكردم يا ابن رسول الله خداى نخواسته اگر پيش آمدى شد ما بايد از كه پيروى كنيم فرمود همين پسرم على او امام و پدر امامان است عرضكردم هنوز سنى ندارد و كوچك است و فرمود كوچك نيست پسرش محمد در نه سالگى شايستگى پيشوائى دارد . مدتى در سكوت ميگذراند تا بمقام امامت ميرسد آنگاه درياى دانش را ميشكافد . احمد بن ابراهيم گفت خدمت حكيمه دختر حضرت جواد خواهر حضرت امام على النقى رسيدم عرضكردم بايد شيعيان بكه پناه برند فرمود بجده مادر پدرم ، گفتم پيروى كنم از كسى كه بزنى وصيت كرده ، فرمود اين كار را حضرت حسين عليه السلام نيز كرد زيرا ايشان وصيت بخواهرش زينب نمود در ظاهر هر علم و دانشى كه افشا ميشد نسبت به حضرت زينب ميدادند اين كار بواسطه حفظ جان حضرت زين العابدين بود .
بحار الأنوار ( زندگانى حضرت سجاد و امام محمد باقر ع ) ( فارسي ) — صفحة 15
مساهمون: العلامة المجلسي
ص١٥
صاحب امالى مينويسد زهرى گفت خدمت حضرت على بن الحسين بودم يكى از اصحابش وارد شد ، امام از او حال پرسيد عرضكرد آقا فعلا گرفتار چهار صد دينار طلا قرضى هستم كه راهى براى پرداخت آن ندارم با اينكه عيالوارم و مخارج ايشان را نميتوانم تامين كنم .
هامش
( 1 ) از كافى روايت فاطمه دختر بزرگ حضرت حسين و روايت ام سلمه كه قبلا ذكر شد نقل شده است ( 2 ) مجلسى مينويسد اشاره بجريان جابر است كه خواهد آمد .