( جاءَ الْحَقُّ وَزَهَقَ الْباطِلُ إِنَّ الْباطِلَ كانَ زَهُوقاً )
« 1 »
يعنى : « حق آمد وباطل مضمحل شد ومحو گرديد ، به درستى كه باطل مضمحل شدني است وثبات وبقا ندارد . »
حكيمه گفت كه چون آن فرزند سعادتمند را به نزد پدر بزرگوار بردم ، همينكه نظرش « 2 » بر پدر افتاد سلام كرد ، پس حضرت أو را گرفت وزبان مبارك بر هر [ دو ] ديدهاش ماليد ودر دهان وهر دو گوشش زبان گردانيد وبر كف دست چپ أو را نشانيد ودست مطهّر بر سر آن سرور ماليد وگفت : اى فرزند سخن بگو به قدرت الهى !
پس حضرت صاحب عليه السّلام استعاذه فرمود وگفت :
( بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ
*
وَنُرِيدُ أَنْ نَمُنَّ عَلَى الَّذِينَ اسْتُضْعِفُوا فِي الْأَرْضِ وَنَجْعَلَهُمْ أَئِمَّةً وَنَجْعَلَهُمُ الْوارِثِينَ وَنُمَكِّنَ لَهُمْ فِي الْأَرْضِ وَنُرِيَ فِرْعَوْنَ وَهامانَ وَجُنُودَهُما مِنْهُمْ ما كانُوا يَحْذَرُونَ ) .
« 3 »
واين آيهء كريمه موافق أحاديث معتبره در شأن آن حضرت وآباء بزرگوار أو نازل شده است « 4 » وترجمه ظاهر لفظش اين است كه :
« مىخواهيم منّت گذاريم بر جماعتى كه ايشان را ستمكاران در زمين
هامش
( 1 ) . اسراء : 81 .
( 2 ) . در نسخه ( م ) و ( ع ) : نظر مباركش .
( 3 ) . قصص : 5 .
( 4 ) . شيخ طوسي رحمة اللّه عليه روايت كرده از أمير المؤمنين صلوات اللّه عليه دربارهء اين آيهء شريفه كه آن حضرت فرمودند : « اينان آل محمّد صلّى اللّه عليه وآله مىباشند كه بعد از سختيهايشان خداوند متعال حضرت مهدى صلوات اللّه عليه را كه از آل محمّد مىباشد برمىانگيزد ، پس به آل محمّد عزّت مىدهد ودشمنانشان را ذليل وخوار مىكند . » ( غيبت طوسي / 184 ، وبحار الأنوار 51 / 54 ، ح 35 )
براي تحقيق بيشتر دربارهء اين آيهء شريفه به كتابهاى كمال الدّين وغيبت طوسي وغيبت نعمانى وتفسير مجمع البيان وتفسير برهان وكتب حديثي ديگر مراجعه فرمائيد .