يعنى : « هرگاه خروج كند پادشاهى از خراسان وغالب شود بر زمين كوفه وملتان ، « 1 » وبگذرد از جزيره بنى كاوان - كه در حوالي بصره است - وخروج كند از ما پادشاهى در گيلان وأو را أجابت كنند ويارى نمايند أهل آبر - كه در حوالي استرآباد « 2 » است - وديلم - كه قزوين وحوالي آن است - « 3 » وظاهر شود از براي فرزند من علمهاى تركان ومتفرّق شوند در أطراف عالم ودر مكانهاى شريف ، وجنگها وفتنههاى عظيم ايشان را روى دهد در وقتي كه جنگ كنند در بصره ، وبرخيزد پادشاه پادشاهان [ در مصر ] . »
پس حكايت طولانى بيان فرمودند - كه راوي از ميان انداخته است .
پس فرمودند كه : « آنگاه تهيّه كرده شود چندين هزار لشكر ، وبركشيده شود صفها ، وبكشد قوچ فرزند خود را ، در آن هنگام ديگرى پادشاه شود وطلب خون آن كشته بكند وكافران را هلاك گرداند . پس بعد از زماني قائم آل محمّد كه عالميان در آرزوى اويند ظاهر شود ، امامي كه مردم قدرش را ندانند يا پى به مكانش نبرند ، مر أو راست شرف وفضيلت بر عالميان وأو از فرزندان توست يا حسين ، وصف أو نمىتوان كرد ، مثل أو كجا به هم مىرسد .
ظاهر شود در ميان دو ركن كعبه معظّمه با جماعتى اندك ، وبر جنّ وانس غالب گردد ، ومردم دون - يعنى كافران وظالمان - را از زمين براندازد وخوشا حال كسى كه زمان أو را دريابد وبه روزگار دولت أو برسد ودر خدمتش حاضر گردد . »
مترجم گويد كه : ظاهر است خروجكننده خراسان اشاره است به امراى تركان - مثل چنگيز خان وهلاكو خان - وخروجكننده در گيلان اشاره است به شاه دين پناه ، رضوان مكان ، « 4 » شاه إسماعيل - حشره اللّه مع الأئمة الطاهرين - لهذا
هامش
( 1 ) . شهري است در پنجاب پاكستان كه در 31 كيلومترى جنوب غربى لاهور و 582 كيلومترى شمال غربى دهلي قرار دارد ( دهخدا ) ، واهالى آن از قديم مسلمان بودهاند . ( معجم البلدان )
( 2 ) . استرآباد ، اكنون گرگان ناميده مىشود .
( 3 ) . ديلم با ديلمان امروزه جزو گيلان محسوب مىشود ، امّا در روزگار قديم گيلان جزئي از ديلم به حساب مىآمده .
( 4 ) . در نسخه ( ع ) : آرامگاه .