نيز در عوض ، خود را انجامدهندهء أوامر علما ومجتهدين مىناميدند ، چنانچه گذشت .
4 ) دولت نوپاى صفويّه ودشمنانش
در مقابل دولت تازه نفس صفويّه ، در أواخر قرن نهم وأوائل قرن دهم هجرى در دو سمت إيران دو حكومت تازه نفس سنّى متعصّب روى كار آمد ، كه هركدام چشم طمع به خاك إيران دوخته بودند : « ازبكها » و « عثمانىها » .
از سمت شمال شرقي - يعنى ناحيهء تركستان ( ما وراء النّهر ) - ازبكها دست به كشور گشايشى زدند ودر سال 912 به خراسان حمله نموده ، همان بلايى را بر سر علوم ومعارف آوردند كه چنگيز وتيمور آورده بودند ، هر جا وارد شدند خانهها را غارت كردند ومردم شيعه مذهب را كشتند وشهرها را سوزاندند .
در تاريخ « روملو » نقل شده :
« زماني كه تيمور سلطان ، پسر شيبك خان بر هرات تسلّط يافت بسيارى از تبرّائيان [ شيعيان ] را به قتل رساند . » « 1 »
در سمت شمال غربى إيران تركان « آق قويونلو » و « قراقويونلو » به جان هم ديگر افتاده وبا جنگ وجدال مداوم ، مردم اين مملكت را در رنج وعذاب مىداشتند .
از همهء اينها خطرناكتر - به قول ملك الشّعراء بهار - قفس شير ؛ يعنى دولت عثمانى بود كه اروپا را به لرزه درآورده بود وبا شتاب امپراطورى وسيع خود را گسترش مىداد وبه إيران ، خاصّه آذربايجان تا حدود همدان چشم طمع دوخته بود وچنانچه تاريخنويسان نگاشتهاند تمام جنگها وكشتارهاى دولت عثمانى براي تصرّف خاكهاى إيران به بهانهء رافضي بودن ايرانيان انجام مىشده
هامش
( 1 ) . صفويّه از ظهور تا زوال / 48 ؛ به نقل از تاريخ روملو .