پس حضرت أمير هفتاد كس با ايشان همراه كند وبه سوى بصره فرستد كه لشكريان بصره را بكشند ، پس لشكرى به جانب شهرهاى فرنگ فرستد كه همه را فتح كنند ، پس بكشم من هر جانور حرامگوشتى را تا آنكه بر روى زمين به غير از طيّب وحلالگوشت نباشد وبر هر يهود ونصارى وساير ملّتها عرض كنم اسلام را ، ومخيّر گردانم ايشان را ميان مسلمان شدن وكشته شدن ، هركه مسلمان شود بر أو منّت گذارم وببخشم وهركه از اسلام كراهت داشته باشد به حكم خدا خونش را بريزم .
وهيچ يك از شيعيان نباشد مگر آنكه حق تعالى ملكي نازل گرداند كه دست بر رويش بمالد وغبار از رويش پاك كند وزنان ومنزلش را در بهشت به أو بنمايد وبر روى زمين هيچ كور وزمينگير ومبتلايى نماند مگر آنكه خدا دردهاشان را به بركت ما أهل بيت زايل گرداند وخداى عزّ وجلّ بركت خود را از آسمان به زمين فرستد تا آنكه هر درختى آن قدر بار بردارد كه شاخههايش بشكند وشما شيعيان ميوهء زمستان در تابستان بخوريد [ وميوهء تابستان در زمستان بخوريد ] چنانچه حق تعالى مىفرمايد كه :
وَلَوْ أَنَّ أَهْلَ الْقُرى آمَنُوا وَاتَّقَوْا لَفَتَحْنا عَلَيْهِمْ بَرَكاتٍ مِنَ السَّماءِ وَالْأَرْضِ وَلكِنْ كَذَّبُوا فَأَخَذْناهُمْ بِما كانُوا يَكْسِبُونَ
« 1 »
يعنى : « اگر أهل شهرها ايمان بياورند وپرهيزكار شوند ، هر آينه بگشاييم بر ايشان بركتها از آسمان وزمين ولكن تكذيب پيغمبران كردند پس ايشان را گرفتيم وعذاب كرديم به كردههاى بد ايشان . »
پس فرمود كه به درستى كه اللّه تعالى ببخشد در آن زمان به شيعيان كرامتي كه بر ايشان در زمين هيچ چيز مخفى نماند ؛ تا آنكه هر شخصي خبر دهد أهل خانه خود را به هرچه از ايشان صادر شود . « 2 »
هامش
( 1 ) . أعراف : 96 .
( 2 ) . الخرائج والجرائج 2 / 848 ومختصر البصائر / 139 وبحار الأنوار 52 / 61 وج 45 / 80 .