پس حضرت صاحب الامر صلوات اللّه عليه از خانه بيرون آمد وتبرزين در دست داشت وبه سيما گفت : كه چه مىكنى در خانهء من ؟ سيما بر خود بلرزيد « 1 » گفت : جعفر كذّاب « 2 » مىگفت كه از پدرت فرزندى نمانده است ! اگر خانه از توست برمىگردم ، پس از خانه بيرون آمد .
« علي بن قيس » - راوي حديث - گويد كه يكى از خادمان خانهء حضرت بيرون آمد ، من پرسيدم از حكايتى كه آن شخص نقل كرد آيا راست است ؟
گفت : كي تو را خبر داد ؟ گفتم : يكى از لشكريان خليفه . گفت : هيچ خبر در عالم مخفى نمىماند . « 3 »
هامش
( 1 ) . عبارت : ( سيما بر خود بلرزيد ) در مصدر نبود .
( 2 ) . كلمهء ( كذّاب ) در مصدر نبود .
( 3 ) . كافى 1 / 331 ، وغيبت طوسي / 267 ، وبحار الأنوار 52 / 13 ، ح 7 ، ولى در غيبت وبحار الأنوار به جاى سيما ، نسيم نقل شده .