دهد ؛ هيچ كس دربارهء مذهب يا سياست از او چيزى نمىپرسد . او تنها آزادهاى است كه در دنيا وجود دارد .
در اصفهان انسان متعجب مىشود كه جامههايى بدان ژندگى چگونه بر پيكر گدايان مىچسبد . بعضى از كودكان متكدى به كلى از پوشيدن لباس خوددارى مىكنند . ولى شگفت اينجا است كه هر چند منظرهء اين مردودين اجتماع با همهء نقايص جسمانى و زخمها و بيماريهاى وحشتانگيز كه دارند بسيار رقتانگيز و نامطبوع است ؛ باز فقر و بدبختى در كشورهاى پرآفتاب كمتر وحشتزا مىباشد . شايد تأثير نور خورشيد وضع رقتبار آنها را كمتر مىنمايد يا اينكه قلوب مردم كشورهاى مغرب زمين را سخت مىسازد . ولى چنانچه يك روز در اصفهان باران ببارد ( بندرت چنين اتفاقى رخ مىدهد ) انسان هنگام مواجه شدن با گدايان بايد صورت خود را بپوشاند چه در اين گونه موارد وضع اسفآور و رقتبارى دارند . گدايان ايران در فصل زمستان وضع بسيار بدى پيدا مىكنند . تقريبا سه سال قبل در اصفهان سرماى زمستان به قدرى شدت يافت كه درهاى مساجد را هنگام شب باز مىگذاشتند تا آنها مكانى براى خفتن داشته باشند . گذشته از گدايان ، رفتارى كه با سگان ولگرد مىشود موجب رقت و تأثر مغرب زمينيها مىگردد .
اين سگها هم چوب اين و آن را مىخورند و هم زمين را از كثافت مىروبند و تنها سپاسگزارى كه از آنها مىشود و مزد دستى كه اين حيوان مىگيرد لگد است .
ولى كليهء مناظرى كه خارج از بازار به چشم مىخورد ملالآور و غمانگيز نيست . در طول جادههايى كه پشت دروازههاى گوى و چوگان واقع شده و چشمانداز آن را « ميدان شاه » تشكيل مىدهد ، نيمكتهاى چوبى كوتاه كه روى آنها با قاليچههاى كار ميانه پوشانيده شده ، قرار دارد . بايد گفت كه قالى ميانه در ايران معروف است . در اين محل مردم نادار اما خندانى كه طرفدار هواى آزاد ، فراغت ، چاى ، تنباكو ، ترياك و شيفتهء قصه شنيدنند مىنشينند . اين طور به نظر مىرسد كه عدهاى از اين فلاسفه بيكار و آسوده خيال تصور مىكنند كه انتهاى ميدان شاه ساحل رودخانه ليت « 1 » است و برخى ديگر از ديدن يك اروپايى نمىتوانند از استهزا كردن وى خوددارى كنند ( حتى اگر آنقدر مؤدب باشند كه نخواهند آن را نشان بدهند ) . اروپاييها نيز به نوبهء خود خيلى ميل دارند از آنها
هامش
( 1 ) .Letheدر اساطير يونان نام رودخانهاى است در هادس (Hades) يا جهان زيرين . ارواح مردگان ناچار بودند كه از آب اين رود بنوشند تا گذشته را به كلى فراموش كنند . - م .