تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سفرنامه فرد ريچاردز ( فارسى ) — صفحة 28

مساهمون:

ص٢٨
استكان و نعلبكى ارزان قيمت كه با نقوش تغييركنندهء مختلفى مانند نقش يك دختر قفقازى يا چكسلواكى با موهاى پريشان و چشمان آتشين تزيين شده است . بر حسب اتفاق اشخاصى در آنجا توقف مىكنند و به گفت‌وگو مشغول مىشوند . مثلا يكى از اين اشخاص پيرزن رفتگرى است كه با دست ، زبالهء كوچه‌ها را مىروبد و در ضمن كار ، براى رفع خستگى چند دقيقه‌اى در اين محل توقف مىكند . پيرزن با مشاهدهء يك نفر فرنگى فورا با يك دست چهرهء خود را به وسيلهء چادر ژنده و كثيف خويش مىپوشاند و دست ديگرش را براى تكدى دراز مىكند . يك پسر بچهء فقير و بيمار و يك سگ كيك گزيده منظرهء صبح بار خواهان « عالىقاپو » را تكميل مىكند . آستانى كه در زمان صفويه ، شاهزادگان و فرستادگان كشورهاى خارجى با خدم و حشمى كه جامه‌هاى فاخر دربرداشتند در ميدان شاه انتظار مىكشيدند تا شاه عباس بزرگ از آن خارج شود و نظر لطفى به آنان بيفكند .