تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سفرنامه فرد ريچاردز ( فارسى ) — صفحة 315

مساهمون:

ص٣١٥
نباشد بدون شك طويلترين آنهاست ، فراهم نمايند . هنوز نمىتوان موفقيت و پيروزى مهندسان ايرانى را تصديق كرد ، چه متأسفانه تاكنون به واسطهء نوع مصالحى كه در ساختمان به كار مىرود اين قبيل مخازن داراى استحكام كافى براى نگاهدارى آب نمىباشند . پيشرفت‌هايى از اين قبيل در شهر به عمل آمده . دو طرف رودخانه‌اى كه در شهر نزديك بازار در جريان است و طغيانها و سيلهاى آن مشهور است سدسازى شده و راههايى كه به بازار منتهى مىشود تميز و عريض شده است . بازارهاى ايران جالبترين و پرازدحامترين جاهاى اين كشور را تشكيل مىدهد . از جالب توجه‌ترين قسمتهاى شهر پلهايى است كه بازارها را به ميدان متصل مىكند . در بازارهاى تبريز بود كه زائرى با يكى از اعضاى تجارتخانه زيگلر « 1 » ، كه مركز آن در شهر منچستر مىباشد ، دربارهء قالى تاريخى اردبيل گفت‌وگو كرد . اين زائر را عادت بر اين بود كه در بازگشت از مشهد از آرامگاه شيخ صفى واقع در مسجد اردبيل ديدن مىكرد . در يكى از اين مسافرتها شنيد كه روحانيان مسجد تصميم به فروش اين قالى و خريد يك قالى جديد گرفته‌اند . پس از ماهها مذاكره سرانجام تجارتخانه زيگلر قالى را خريدارى كرد و قالى مزبور اكنون به عنوان يكى از پرارزش‌ترين اشياء در موزهء ويكتوريا و آلبرت « 2 » لندن به معرض نمايش گذاشته شده است . سرهنگ استوارت « 3 » ، سياح مشهورى كه به ايران مسافرت كرده و در جوانى با موريه حشر و آميزش داشته ، در كتاب جالب توجه خود موسوم به در ايران با لباس مبدل « 4 » از بازديد خود در سال 1885 م از بيمارستان شركت زيگلر واقع در بازار و قالى كه در آنجا مشاهده كرد گفت‌وگو مىكند . اظهارات او در اين زمينه به قرار ذيل است : « يكى قالى قديمى و گرانبها را به من نشان دادند كه در حدود 300 ليرهء استرلينگ ارزش داشت . من خود بعضى از انواع قاليهاى ايرانى را كه خريد آنها با قيمت بسيار نازلترى امكان‌پذير بود ترجيح مىدادم . در آن زمان قالى خيلى ارزان بود ، چه مردم قحطىزده ايران كليهء اشياء قيمتى خود را به فروش مىرساندند . در ايران قاليهاى قديمى به عنوان تركهء خانوادگى موروثى است . براى من تعريف كردند كه تفاوت بين يك قالى
هامش
( 1 ) .Ziegler( 2 ) .Victoria Albert( 3 ) .Stewart( 4 ) .Through Persia in Disguise
سفرنامه فرد ريچاردز ( فارسى ) — صفحة 315 | فردريك چارلز ريچاردز / مهين دخت بزرگمهر