پنج بار محاصره شد و به تصرف مهاجمان درآمد ؛ ولى تاريخ دگرگونيها و انقلابهاى شهر به هيچ وجه در اشعار او منعكس نشد و به نسل بعد نرسيد و اين قبيل حوادث نبود كه نام او را در شمار نامهاى جاودانى قرار داد .
هيچ چيز نمىتواند به محبوبيت بىنظيرى كه او در ايران دارد خدشهاى وارد آورد .
پندهاى اميدبخش وى با طبع همميهنانش بىاندازه سازگار و مناسب است . همانطور كه كريستوفررن « 1 » از روى اشتباه آرامگاه خود را بنا كرد ، حافظ آن را در قلوب همميهنان خود ايجاد كرد . در مورد سبك آثار او نقل قول از سر گوراوزلى « 2 » كافى به نظر مىرسد :
« سبك او سبكى است روشن و صريح عارى از تظاهر و بسيار موزون و خوشآهنگ كه در عين حال حاوى دانشى بسيار است و علم و آگاهى فراوان او را نسبت به ماهيت پنهان و آشكار امور نشان مىدهد و از همه بالاتر جذبه و دلفريبى خاصى در بيان اوست كه در بين شعرا بىنظير مىباشد » .
در زمان حياتش دوستان او مكرر از او خواستند كه آثارش را جمعآورى و مرتب نمايد . معاصر خجسته عزم او « 3 » در اين زمينه مىنويسد : « اين فوايد فرايد را همه در يك عقد مىبايد كشيد و اين غرر را در يك سلك مىبايد پيوست تا قلادهء جيد وجود اهل زمان شود » . « 4 »
ولى حافظ اين كار را به تعويق مىانداخت تا روزى كه به قول خودش مرگ گريبان گيرش شد .
ز شوق روى تو حافظ نوشت حرفى چند * بخوان ز نظمش و در گوش كن چو مرواريد
« آرامگاه سعدى » در پاى يك كوه قدرى دور تر از شهر و در محيطى كه جنبههاى جالب توجه آن كمتر است و در فاصلهء دو نيم كيلومترى از « آرامگاه حافظ » قرار دارد .
هامش
( 1 ) .Sir Christopher Wren( 1632 - 1723 م ) معمار و منجم معروف انگليسى كه بناهاى متعددى در لندن از جملهء كليساى بزرگ سن پل را در آن شهر ساخته است . اشارهء مؤلف به اين نكته است كه كريستوفررن بر خلاف آن شعر فارسى كارى كرد كه بعد از وفات تربت او را در زمين بجويند نه در سينههاى مردم عارف . - م .
( 2 ) .Sir Gore Ousely( 1770 - 1844 م ) ديپلمات و شرقشناس انگليسى كه در 1810 م سفير آن دولت در ايران شد . از آثار او كتابى است به نام يادداشتهايى در شرح حال شاعران ايران . - م .
( 3 ) . مقصود مؤلف محمد گلندام است . راجع به او نگاه كنيد : به مقدمهء ديوان حافظ ، چاپ مرحوم علامهء قزوينى . - م .
( 4 ) . نقل از مقدمهء محمد گلندام مندرج در آغاز ديوان حافظ ، چاپ قدسى شيرازى . - م .