پدرى از اجراى امرى سرباز مىزد پسر مأمور كشتن پدر مىشد و اگر هر دو خلاف مىكردند هر دو اعدام مىشدند .
شاه عباس شهر اصفهان را از عجايب جهان ساخته بود . در قلمرو حكومتش براى شهر مقدس مشهد احترام فراوانى قائل گرديد . مولد خود شهر اردبيل را تشخص بخشيد . در حالى كه قزوين و تبريز و همدان از اقدامات او استفادههاى شايان بردند .
وى پيشهوران و صاحبان حرف و خطاطان و هنرمندان و معماران را تشويق مىكرد .
( شگفت آنكه در سراسر زمان سلسلهء صفويه شعراى نامى ظهور نكردند ) . امروز در اغلب نقاط كشور كاروانسراهاى قديمى ، كه با دقت و استحكام بنا شده است ، ديده مىشود . اين دقت و استحكام مشخصاتى است كه با نام و دوران وى بستگى دارد . امروز اين كاروانسراها ويران شده است ؛ ولى قسمتهايى از آنها هنوز براى مسافران پناهگاهى محسوب مىشود . البته اگر استفاده از يك چنين پناهگاه تنها حاجت آنها باشد .
شاه عباس مانند ساير پادشاهان ايران عارى از عيب و نقص نبود . انتقاداتى كه بر او وارد مىسازند بيشتر جنبهء خانوادگى دارد . وى در كار تربيت فرزندان خويش اهمال روا داشت . به طورى كه آنها تحت تأثير ديگران واقع شدند و اين كار به زيان طبقهء جوان و آيندهء سلطنت تمام شد . وى به آنها مسئوليتهايى كه بتوانند با عهدهدار شدن آنها در امور دولتى مهارت يابند و از نفوذ زيانآور حرم دور گردند محول نمىكرد . علاوه بر اين ، لكهاى بر دامن نجابت خانوادگى وى افتاد كه زدودن آن غير ممكن است و آن كشتن پسران خود از روى ترس و حسادت بود تا مبادا جانشين او شوند . ولى با وجود اين جنايات و ضعفهايى كه از لحاظ خانوادگى از خود نشان داد در نزد ايرانيان چنان محبوبيت و احترامى دارد كه هيچ يك از پادشاهان ديگر ، كه بر اين كشور حكومت كردهاند ، نتوانستهاند در قلوب مردم ايجاد كنند . نبوغ وى ، در طرز ادارهء كشور و قضاوت صحيح او بود . انتخاب ساحل زايندهرود براى بناى پايتخت نمونهاى از آن است . وى در سال 1629 بعد از چهل و سه سال سلطنت پرشكوه و جلال و دورانى كه نهال هنر و ادبيات بيش از هر وقت ديگر بارور شد ديده از جهان فرو بست .
محبت مردم نسبت به اين پادشاه بزرگ به قدرى عميق بود كه صلح و صفايى را كه در عهد سلطنت چهار پادشاه بعد از او در ايران حكمفرما شد ، گرچه فاقد شكوه و سياستمدارى بود ، به خاطرهء بزرگى و عظمت شاه عباس نسبت مىدهند . اين صلح و صفا را به داستان سليمان ، كه در يكى از احاديث اسلامى آمده است ، تشبيه كردهاند .
سفرنامه فرد ريچاردز ( فارسى ) — صفحة 138
مساهمون: فردريك چارلز ريچاردز
ص١٣٨