5 - نقد الأصول الفقهية ، كه خلاصهء أصول فقه واوّل تأليفات فيض در اين علم بوده وآن را در أيام جوانيش تأليف كرده است .
نسبت اخبارى به فيض كاشاني
صاحب روضات الجنّات در كتاب خود با استناد به رسالهء فيض كاشاني در اثبات وجوب عيني نماز جمعه « 1 » واينكه اين رساله بر مذاق اخباريين بوده ، ايشان را اخبارى مسلك دانسته ؛ وردّيّه ملا إسماعيل مازندرانى مشهور به خواجوئى بر رسالهء مذكور را در تأييد وتقويت اين نسبت ذكر كرده ، ومطالبى از شرح خواجوئى در ردّ مرام فيض را بيان كرده است « 2 » .
خواجوئى در مقدمهء شرح خود چنين گويد « 3 » : « رسالهاى كه محمّد بن مرتضى مدعوّ به محسن [ فيض ] تأليف نموده را يافتم ، وهر موطن از آن به خوبى جامعتر وكاملتر از ديگر رسالهها بود . پس متعرّض أصولي كه در آن رساله بود وملاك ومبناى آن أصول از كلام خداوند وامناء معصومين ورسول خدا با اقتصار بر آن وبدون تجاوز از آنها شدم . البتّه بهجز آنچه ذكرش اقتضاى تقريب مىكند يا آن چيزى كه براي ناظر موجب تعجّب مىشود . زيرا باقي كلام ايشان [ فيض ] تطويل بلا طائل است ومع ذلك خود وى - قدّس سرّه - قائل به آن نيست . پس براي ما شايسته است كه جملگى آن مباحث را با ايراداتى كه در آن بوده ترك كنيم . . . »
پس از آن ، خواجوئى در مقام نقد عبارتى از فيض در آخر مقدمهء رسالهاش موسوم به « الشهاب الثاقب » « 4 » را چنين ذكر كرده : « فيض در آخر مقدمهء رسالهاش چنين گفته : اوّلا به كلام خداوند شروع مىكنيم ؛ سپس وارد كلام رسول خدا وسپس كلام ائمهء معصومين مىشويم . وادلّهء شرعيه نزد ما منحصر در همين سه مىباشد . پس از آن كلام فقهاى مشهور از قدما ومتأخّرين را نقل كرده وبا آن ، اجماع معتبر نزد قائلين به آن را اثبات مىكنيم . سپس وجوه عقليهء معتبره نزد أهل رأى را بر آن مىآوريم . وادلّه شرعيه منحصر در همين 5 دليل است » .
آنگاه خواجوئى بر عبارت مذكور از فيض چنين اشكال مىكند : « در اين بيان ، اشكال ظاهر
هامش
( 1 ) - فيض رسالهاى به عربى در اثبات وجوب عيني نماز جمعه به نام « الشهاب الثاقب » ورسالهء ديگرى به فارسي در همين موضوع به نام « أبواب الجنان » نگاشته است .
( 2 ) - روضات الجنّات 6 : ص 83 - 85
( 3 ) - مطالب مذكور در اين بخش ، ترجمهء عبارات خواجوى است .
( 4 ) - رسالهء عربى فيض در اثبات وجوب عيني نماز جمعه است كه آن را به سال 1057 ق . به رشتهء تحرير درآورده . اين رساله به سال 1368 ق . در نجف اشرف به زيور طبع آراسته شده ونسخههاى خطّى آن در كتابخانهء مجلس شورا به شمارههاى 120 و 5335 ودر كتابخانهء آيت اللّه مرعشى به شمارهء 8547 موجود است .