باب 39 استحباب بيع مساومه
1611 - 32824 - ( 1 ) عبيدالله بن على حلبى و محمد حلبى هر دو از امام صادق عليه السلام روايت مىكنند كه فرمود :
« از مصر براى پدرم كالايى آمد . با آن مواد خوراكى ساخت و تاجران را براى خريد آن كالا فرا خواند . آنان گفتند : ما آن را به ده - دوازده مىخريم . پدرم پرسيد : و آن چه مقدار است ؟
آنان گفتند : در هر ده هزار ، دو هزار .
پدرم به آنان گفت : من اين كالا را به دوازده هزار مىفروشم .
پس بدون بيان قيمت خريد به آنان فروخت . »
1612 - 32825 - ( 2 ) در كتاب دعائم الاسلام از امام صادق عليه السلام روايت مىكند كه فرمود :
« كالايى از مصر براى پدرم آمد . وى مواد خوراكى با آن ساخت و بازرگانان را فراخواند . آنان گفتند :
آن را به ده - دوازده از تو مىگيريم !
پدرم به آنان فرمود : من اين كالا را به دوازده هزار به شما مىفروشم ! و قيمت خريد آن ده هزار بود . »
1613 - 32826 - ( 3 ) ابان از محمد روايت مىكند كه امام صادق عليه السلام فرمود :
« فروختن ده به يازده و ده به دوازده و معاملات همانند آن ، براى من ناخوشآيند است . بلكه به فلان مبلغ بدون بيان قيمت خريد مىفروشم . آنگاه فرمود :
از مصر كالايى براى من آمد و دوست نداشتم آن را به اين صورت بفروشم و بر من سنگين بود ؛ از اين رو بدون بيان قيمت خريد ، آن را فروختم . »