باب 24 كيفيت ايجاب و قبول بيع
1553 - 32766 - ( 1 ) بريد بن معاويه مىگويد : « از امام صادق عليه السلام سؤال كردم : شخصى از ديگرى ده هزار دسته نى از انبارى كه در آن سى هزار دسته نى از يك نيزار وجود دارد ، مىخرد و فروشنده مىگويد : از اين نىها ده هزار دسته به تو فروختم . و مشترى مىگويد : پذيرفتم و خريدم و راضى شدم . آنگاه هزار درهم از قيمت آن مىپردازد و شخصى را مىگمارد تا آنها را تحويل بگيرد . هنگام صبح مشاهده مىكنند كه آتش در آن افتاده و بيست هزار دسته از آن سوخته و ده هزار دسته باقى مانده است .
امام عليه السلام فرمود : ده هزار دستهاى كه باقى مانده مال مشترى است و بيست هزار دستهاى كه سوخته از مال فروشنده است . »
احاديث باب 25 از بابهاى قرائت ، بر چگونگى معامله كردن شخص گنگ دلالت مىكند .
باب 25 ارزشگزارى بر ظرفهاى روغن با رضايت طرفين ، هنگام فروش آن
1554 - 32767 - ( 1 ) على بن ابى حمزه مىگويد : « شنيدم كه معمرزيّات به امام صادق عليه السلام مىگفت :
فدايت شوم ! من مردى روغن زيتون فروش هستم . از شام براى من روغن زيتون مىآيد تا من آن را بفروشم و من مقدارى از آن را كه مىفروشم ، براى مصرف خودم برمىدارم .
امام عليه السلام فرمود : من اين كار را براى تو دوست ندارم .
معمر گفت : من از مبلغى كه به ديگران مىفروشم كم نمىكنم .
امام عليه السلام فرمود : به غير خودت به فروش و از آن چيزى برندار ! به من بگو كه اگر به تو بگويد هر رطل آن را به تو كمتر از يك دينار نمىفروشم ، چه كار خواهى كرد ؟ به آن نزديك نشو !
معمر گفت : فدايت گردم ! براى هر ظرف روغن زيتون و روغن ، فلان مقدار كاسته مىشود و اين مقدار گاهى زيادتر است و گاهى كمتر .
امام عليه السلام فرمود : هر گاه بارضايت شما انجام شود ، اشكال ندارد . »