تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جامع أحاديث الشيعة (منابع فقه شيعه) (فارسى) — صفحة 807

مساهمون:

ص٨٠٧
1422 - 32635 - ( 32 ) ابراهيم بن مهزيار مىگويد : « به خيران نوشتم : از طرطوس هشت درهم از درهم‌هاى خودشان به من هديه كرده‌اند و من دوست نداشتم آن‌ها را به صاحبش بازگردانم يا بدون دستور شما در آن تصرف كنم . از اين رو آن‌ها را به سوى شما فرستادم . در اين باره چه دستور مىدهيد ، آيا امثال چنين هدايايى را بپذيرم يا نه ؟ بفرماييد تا حكم آن را بدانم و به دستورتان عمل كنم - انشاءاللَّه . امام عليه السلام نوشت و من خود آن را مطالعه نمودم : هرگاه درهم يا چيز ديگرى به تو هديه كردند ، از آنان بپذير ؛ چرا كه پيامبر صلى الله عليه و آله هيچ هديه‌اى را باز نگرداند - نه بر يهودى و نه بر نصرانى . » 1423 - 32636 - ( 33 ) در مناقب ابن شهر آشوب آمده است : « مقوقس ، دُلدُل را كه قاطر سياه و سفيدى بود به پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله هديه كرد . پيامبر صلى الله عليه و آله پس از خود آن را به على داد و سپس در اختيار امام حسن عليه السلام قرار گرفت و پس از وى به امام حسين عليه السلام رسيد . و به پيرى و كورى رسيد . و آن نخستين قاطرى بود كه در اسلام سوار بر آن شدند . تاريخى مىگويد : فروة بن عمرو جذامى قاطرى به پيامبر صلى الله عليه و آله هديه كرد كه فضه ناميده مىشد . » 1424 - 32637 - ( 34 ) و در همان كتاب آمده است : « اسب‌هاى پيامبر صلى الله عليه و آله عبارت بودند از : ورد ، كه تميم‌دارى به حضرت هديه كرد . طرب ، به اين دليل به اين نام ناميده شد كه بسيار به [ صاحبش ] علاقه‌مند بود و صداى زيبايى داشت و به آن ظرب نيز گفته مىشد . و لزاز كه مقوقس آن را به پيامبر صلى الله عليه و آله هديه كرد ؛ به اين دليل به اين نام ناميده شد كه بسيار محكم و توپر بود . » 1425 - 32638 - ( 35 ) ابوبكر حضرمى از امام صادق عليه السلام روايت مىكند كه فرمود : « عرب در جاهليت به دو گروه تقسيم مىشدند : حلّ و حمس . حمس ، قريش بودند و حلّ ، ساير اعراب . هريك از افراد حلّ ، شخصى از اهل حَرَم - از حمس - براى خود داشتند و هركس از اهل حَرَم - از حمس - كسى را نداشت و مجبور بود برهنه اطراف كعبه طواف كند . پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله حَرَمى عياض بن حمار مجاشعى بود . عياض ، مرد بسيار بزرگ و شريفى بود و در جاهليت قاضى اهل عكاظ بود . عياض هنگامى كه وارد مكه مىشد ، لباس گناه و پليدى را از خود دور مىكرد و لباس‌هاى پيامبر صلى الله عليه و آله را - به خاطر پاكىاش - مىگرفت و بر تن مىكرد . آن‌گاه دور خانهء خدا طواف مىكرد و پس از پايان طواف ، لباس‌هاى پيامبر صلى الله عليه و آله را باز مىگرداند . پس از ظهور اسلام ، عياض هديه‌اى براى پيامبر صلى الله عليه و آله آورد ولى آن حضرت از پذيرش آن خوددارى كرد و فرمود : « اى عياض ، اگر مسلمان شوى هديه‌ات را مىپذيرم . خداوند تحفهء مشركان را از من باز داشته است . سپس عياض مسلمان شد و اسلامش نيكو گرديد و براى پيامبر صلى الله عليه و آله هديه مىآورد و آن حضرت مىپذيرفت . »
جامع أحاديث الشيعة (منابع فقه شيعه) (فارسى) — صفحة 807 | السيد البروجردي / محمد حسين مهورى