آنان همانند پرندهء مهاجرى هستند كه هر تابستان به سرزمين حبشه كوچ مىكند ، در آنجا تخمگذارى مىنمايد و تخمهايش به جوجه تبديل مىشوند . هنگامى كه فصل زمستان فرارسيد ، جوجههايش را فرامىخواند . همهء آنها گِردش جمع مىشوند و همگى از حبشه كوچ مىكنند . پس هنگامى كه قائم ما ( عج ) ظهور مىكند ، دوستدارانمان از هر مكانى گرد مىآيند . آنگاه امام عليه السلام به اين شعر حضرت عبدالمطلب تمثل جست :
« هنگامى كه روزگار به پايان خود رسيد ، پرندهء مهاجر همراه كتابى كه آيههايش از يكديگر جدا و همراه بيانكننده سرنوشت امتهاست ، خواهد آمد . »
1084 - 32297 - ( 44 ) در كتاب المقنع آمده است كه از امام صادق عليه السلام دربارهء مرد مسلمانِ دوستدار آل محمد صلى الله عليه و آله سؤال شد كه در ديوان حكومت بنى عباس كار مىكند و در زير پرچم آنان كشته مىشود . امام عليه السلام فرمود :
« خداوند او را بر اساس انگيزه و نيتش برمىانگيزد . »
1085 - 32298 - ( 45 ) حلبى مىگويد : « از امام صادق عليه السلام دربارهء مرد مسلمانِ دوستدار آل محمد صلى الله عليه و آله سؤال شد كه در ديوان حكومت كار مىكند ، همراه آنان به جنگ مىرود و در زير پرچمشان كشته مىشود .
امام عليه السلام فرمود : خداوند او را بر اساس نيتش برمىانگيزد .
همچنين حلبى مىگويد : از امام عليه السلام دربارهء شخص بينوايى سؤال كردم كه به اميد دستيابى به غنيمت و توانگرى همراه آنان به جنگ مىرود و كشته مىشود . امام عليه السلام فرمود :
وى همانند شخص مزدورى است . همانا خداوند به بندگان بر اساس انگيزههاىشان مىبخشد . »
1086 - 32299 - ( 46 ) محمد بن عيسى عبيدى مىگويد : « ابوعمر [ يا ابوعمرو ] حذّا به امام موسى بن جعفر عليهما السلام نامهاى نوشت و امام به نامهء وى پاسخ داد كه من اصل نامه و پاسخ آن را به خط امام عليه السلام مشاهده كردم . وى در آن نامه به امام عليه السلام گفته بود كه با برخى از قاضيان بنى عباس رفت و آمد داشته است و برخى از موقوفات بنى عباس - زنده و مرده - به او سپرده شده بود و در برابر به وى حقوق مىدادند . او نيز امانتهاى آنان را به صاحبانشان تحويل مىداد . ولى پس از مدتى با خداوند پيمان مىبندد كه در هيچ يك از كارهاى آنان وارد نشود و خداوند زندگى وى را تأمين كند . در اين مدت بيشتر اموالش از دست مىرود . اكنون بيم آن دارد به گونهاى ناخوشآيند نزد بنى عباس آشكار گردد . وى منتظر دستور شما است تا چه دستور دهيد . امام عليه السلام در پاسخ نوشت :
چيزى بر تو نيست ، اگر در كارهاىشان وارد شوى . خدا و ما مىدانيم كه تو بر چه عقيده و انگيزهاى هستى ! »
1087 - 32300 - ( 47 ) صفوان بن مهران مىگويد : « نزد امام صادق عليه السلام بودم كه يكى از شيعيان وارد شد و از فقر و تنگدستى شكايت كرد . امام عليه السلام فرمود : چه مانعى دارد كه سراغ حكومت روى و عهدهدار يكى از كارهاىشان گردى ؟
آن شخص گفت : شما اين كار را بر ما حرام كردهايد .
امام عليه السلام فرمود : به من بگو كه آيا حكومت حق ماست يا حق آنهاست ؟
آن مرد گفت : بلكه حق شماست .
امام عليه السلام فرمود : آيا آنها وارد كارهاى ما شدهاند يا ما در كار آنها وارد شدهايم ؟
وى گفت : آنان در كارهاى شما وارد شدهاند !
امام عليه السلام فرمود : همانا آنان گروهى هستند كه شما را به بيچارگى كشاندند و شما در بخشى از حق خود وارد شديد و به آن رسيديد .
جامع أحاديث الشيعة (منابع فقه شيعه) (فارسى) — صفحة 585
مساهمون: السيد البروجردي
ص٥٨٥