تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جامع أحاديث الشيعة (منابع فقه شيعه) (فارسى) — صفحة 545

مساهمون:

ص٥٤٥
1013 - 32226 - ( 11 ) حفص بن غياث نخعى از امام صادق عليه السلام روايت مىكند كه فرمود : « به تحقيق ، من براى اشخاصى از اين امت كه حق ما را بشناسند ، اميد نجات دارم مگر براى سه گروه : همنشين حاكم ستمگر ، صاحب هواى نفس و فاسق آشكاركنندهء فسق . » 1014 - 32227 - ( 12 ) سيد فضل الله راوندى از پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله روايت كرده كه فرمود : « فقيهان ، امانت‌داران پيامبران هستند تا وقتى كه داخل در دنيا نشوند . گفته شد : اى رسول خدا صلى الله عليه و آله ! ورود آنان به دنيا چگونه است ؟ پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله فرمود : « پيروى از سلطان . پس آن‌گاه كه چنين كردند ، از آنان بر دين‌تان بر حذر باشيد ! » 1015 - 32228 - ( 13 ) فرزند دختر وليد بن صبيح كابلى از امام صادق عليه السلام روايت مىكند كه فرمود : « هر كس نامش را در ديوان فرزند سابع ( بنى عباس ) ثبت كند ، خداوند در روز قيامت او را به صورت خوك محشور مىكند . » و در نسخهء ديگر آمده است : « خداوند در قيامت او را سرگردان و حيران محشور مىكند . » 1016 - 32229 - ( 14 ) وليد بن صبيح كابلى از امام صادق عليه السلام روايت مىكند كه فرمود : « هر كس نامش را در ديوان فرزندان شيصبان « 1 » ثبت كند ، خداوند در روز قيامت او را سياهرو محشور مىكند . . . . » 1017 - 32230 - ( 15 ) جهم بن حميد مىگويد : « امام صادق عليه السلام به من فرمود : آيا در دستگاه قدرت اينها نمىروى ؟ گفتم : نه ! امام عليه السلام فرمود : براى چه ؟ گفتم : براى نجات دينم ! امام عليه السلام فرمود : آيا بر اين تصميم استوارى ؟ گفتم : آرى ! امام عليه السلام فرمود : اكنون دينت براى تو سالم مىماند . » 1018 - 32231 - ( 16 ) محمد بن عذافر مىگويد : « امام صادق عليه السلام به پدرم فرمود : اى عذافر ! تو با ابوايوب و ربيع معامله مىكنى ، چه حالى خواهى داشت وقتى در ميان همكاران ستمگران از تو نام برده شود ؟ » پدرم از شدت اندوه زبانش بند آمد . وقتى امام صادق عليه السلام اين حالت را در وى مشاهده كرد ، فرمود : اى عذافر ! همانا من تو را از چيزى ترساندم كه خداوند مرا از آن ترساند . محمد مىگويد : پدرم پس از اين سخن امام عليه السلام همواره ناراحت و غمگين بود تا مرگش فرا رسيد . »
هامش
( 1 ) . يكى از نام‌هاى شيطان است .
جامع أحاديث الشيعة (منابع فقه شيعه) (فارسى) — صفحة 545 | السيد البروجردي / محمد حسين مهورى