تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جامع أحاديث الشيعة (منابع فقه شيعه) (فارسى) — صفحة 461

مساهمون:

ص٤٦١
و نشانه‌هايى [ قرار داد ] و آنان به وسيلهء ستاره راه مىيابند « 1 » . [ ابراهيم ] يك نگاه به ستارگان افكند . پس گفت من بيمارم ! « 2 » پس به جايگاه ستارگان سوگند نمىخورم و اگر بدانيد ، بىگمان آن سوگند بزرگى است « 3 » . پس سوگند به تدبيركنندگان كارى ! « 4 » 878 - 32093 - ( 1 ) هشام بن خفاف مىگويد : « امام صادق عليه السلام به من فرمود : مهارت تو در نجوم به چه ميزان است ؟ هشام گفت : در عراق كسى ماهرتر از من در نجوم نيست ! امام عليه السلام فرمود : حركت فلك نزد شما چگونه است ؟ هشام مىگويد : كلاه از سر برداشتم و آن را چرخاندم . امام عليه السلام فرمود : اگر واقعيت اين‌گونه است كه مىگويى ، پس چرا هرگز ديده نشده كه بنات نعش و جُدَىّ و فرقدان حتى يك روز در قبله دور بزنند ؟ هشام مىگويد : پاسخ دادم : به خدا سوگند ! اين مطلبى است كه من نمىدانم و نشنيده‌ام كه يكى از اهل حساب متذكر آن گردد . امام عليه السلام فرمود : نور ستاره سكينه چه نسبتى با نور زهره دارد ؟ گفتم : « به خدا سوگند ! اين ستاره‌اى است كه تاكنون نام آن را نشنيده‌ام و نشنيده‌ام كه احدى از مردم آن را ذكر كرده باشد . امام عليه السلام فرمود : سبحان الله ! يك ستاره را به طور كلى از قلم مىاندازيد ، پس بر چه اساسى محاسبه مىكنيد ؟ آن‌گاه ادامه داد : نور زهره چه بخشى از نور ماه است ؟ گفتم : اين چيزى است كه جز خدا نمىداند . امام عليه السلام فرمود : نور ماه چه بخشى از نور خورشيد است ؟ گفتم : من اين را نمىدانم ! امام عليه السلام فرمود : راست گفتى ! سپس افزود : چگونه است كه دو سپاه رودرروى هم قرار مىگيرند و يكى ديگرى را شكست مىدهد ، در حالى كه هر يك از آن‌ها منجم و پيشگويى دارند و هر كدام از منجمان پيروزى سپاه خويش را پيش‌بينى مىكنند . پس در اين ميان نحوست كجاست ؟ گفتم : نه ، به خدا سوگند اين را نمىدانم ! امام عليه السلام فرمود : راست گفتى ! اصل حساب [ حوادث بر اساس حركت ستارگان ] حق است ولى آن را نمىداند مگر كسى كه به همهء ويژگىهاى تمام مواليد خلق آگاه باشد . » 879 - 32094 - ( 2 ) سيد على بن طاووس در كتاب فرج الهموم مىگويد : « در يك كتاب قديمى از عطا يافتم كه به امير مؤمنان عليه السلام گفته شد : آيا علم نجوم ريشه و اصالت دارد ؟ امام عليه السلام فرمود : آرى ! قوم يكى از پيامبران به وى گفتند : ما به تو ايمان نمىآوريم تا آغاز و فرجام همهء موجودات را به ما بنمايانى .
هامش
( 1 ) . نحل 16 / 16 . ( 2 ) . صافات 37 / 89 . ( 3 ) . واقعه 56 / 76 - 75 . ( 4 ) . نازعات 79 / 5 .