645 - 31860 - ( 11 ) سكونى از امام صادق عليه السلام روايت مىكند كه فرمود :
« مال نامشروع ، بهاى مردار و بهاى سگ و ثمن شراب ( خوك ) و مهريهء زن زناكار و رشوه در داورى و اجرت فالگير . »
اين حديث با سندهاى گوناگون گزارش شده است و در تفسير على بن ابراهيم جملهء « ثمن شراب » در آن نيامده است .
646 - 31861 - ( 12 ) در كتاب الجعفريات از امير مؤمنان عليه السلام روايت شده كه فرمود :
« از مال نامشروع : بهاى مردار ، بهاى بارور كردن ستور ، مهريهء زن زناكار ، درآمد حجامتگر ، اجرت پيشگو ، اجرت كيل ، اجرت فرطون « 1 » و ترازو مگر اينكه خود صاحب پيمانه و صاحب ترازو آن را پيمانه و وزن كند [ كه بابت عمل خود اجرتى بگيرد نه بابت خود پيمانه و ترازو ] . بهاى شطرنج ، بهاى نرد ، بهاى ميمون و پوست درندگان و پوست مردار - پيش از دباغى شدن - بهاى سگ ، اجرت پاسبان و نگهبانى كه جز با پاداش تو را يارى نمىكند ، اجرت زندانبان و اجرت قيافهشناس و ثمن خوك و اجرت قاضى و اجرت جادوگر ، اجرت حسابرس ميان قوم كه جز با پاداش به حساب آنان نمىرسد ، اجرت قارى قرآن كه جز با مزد و اجرت ، قرآن نمىخواند ، ولى اشكال ندارد كه از بيت المال به آنان مستمرى داده شود ، هديهاى كه با انگيزهء بازپس گرفتن هديهء بهترى داده مىشود . و اين است [ تفسير ] سخن خداوند : با انگيزهء بيشتر گرفتن [ به كسى ] احسان مكن « 2 » و سخن خداوند : و آنچه ربا مىدهيد تا در اموال مردم افزون گردد ، نزد خداوند زياد نمىگردد . و آن هديهاى است كه با آن از ميراث دنيا بيش از خودش طلب مىشود . رشوه در داورى ، نطفهء حيوان نر - هديه كردن علف به آن اشكال ندارد - اجرت قاضى - مگر قاضى كه از بيت المال حقوق بگيرد - و اجرت اذان گو - مگر كسى كه از بيت المال مستمرى دريافت كند . »
هامش
( 1 ) . در كتابهاى لغت معناى واژهء « فرطون » را نيافتيم . در پاورقى مستدرك الوسائل آمده است : « فرطون در آنچه به دست ماست ازكتابهاى لغت : فراط به معناى مسابقهء اسبسوارى و شتر و غير آنهاست . شايد مقصود جايزهاى باشد كه براى برنده قرار داده مىشود ؛ مستدرك الوسائل 13 / 69 . ولى اين احتمال با حديث سازگار نيست ؛ زيرا واژهء اجرت بر سر آن آمده است . احتمال دارد فرطون معرب فرغون فارسى باشد - م .
( 2 ) . مدثر 74 / 6 .