شمشير و نيزه و كمان و مانند آن از ابزارهاى گوناگونى كه در جهات صلاح و فساد از آنها استفاده مىشود و ابزار و كمك كار هر دو است . پس اشكالى نيست در آموزش و آموختن آن و مزد گرفتن بر آن و كار كردن با آن و در آن براى كسى كه براى وى سودمند است از همهء مردم . و به كار گرفتن آن در جهات فساد و زيانآور ، بر همهء مردم حرام است . و بر عالم و متعلّم ، گناه و وزرى نيست ؛ چرا كه منافع و مصلحت و دوام و پايدارى [ زندگى ] مردم برترى دارد و همانا وزر و گناه آن بر كسى است كه آن را در جهات فساد و حرام به كار مىگيرد ؛ براى اينكه خداوند تنها صنعتى را حرام كرده كه از هر جهت حرام است و فساد محض از آن پديد مىآيد ؛ مانند عود و نى و شطرنج و هر آلت لهو و صليب و بت و آنچه شبيه آن است از ساختن نوشيدنىهاى حرام و آنچه از آن و در آن فساد محض خيزد و در آن و از آن هيچ سود و مصلحتى نباشد . پس آموزش و فراگيرى و كار كردن با آن و مزد گرفتن بر آن و همهء تصرفات در آن از تمام گونههاى حركات ، حرام است . مگر آنكه صنعتى باشد كه گاهى در جهت صنايع ديگر به كار مىآيد ، هر چند گاهى نيز در جهت يكى از گناهان به كار گرفته و مصرف مىشود . پس شايد به دليل مصلحتى كه در آن است ، فراگيرى و آموزش و كار كردن با آن حلال باشد . و بر كسى كه در جهات نا حق و فساد آن را به كار مىگيرد ، حرام است . اين است شرح بيان جهت به دست آوردن ضروريات زندگى بندگان و آموزش آنان در تمامى راههاى كسب درآمد .
جهات هزينه و انفاق اموال
تمام جهات پرداخت [ / هزينه كردن ] اموال از واجب و مستحب ، حلالِ ، بيست و چهار جهت است :
هفت جهت آن مخصوص خود اوست ؛ پنج جهت براى كسانى كه بر او لازم است ؛ سه جهت براى دين بر او لازم است ؛ پنج جهت آن مربوط به ارتباط و نيكى به ديگران بر او لازم است و چهار جهت در كارهاى نيك و مصروف بر وى لازم است .
جهاتى كه در آنها هزينه كردن براى شخص خودش لازم است ، عبارت است از : خوراك و نوشيدنى و پوشاك و ازدواج و خدمتكار و اجرتهايى كه در موارد مورد نياز مىپردازد ؛ مانند اجرت تعمير وسايل يا حمل يا نگهدارى آن و ساير چيزهايى كه به آنها نياز دارد ؛ مانند خانه و ابزارى كه در احتياجاتش از آن استفاده مىكند .
وجوه پنجگانهاى كه واجب است نفقه بر كسانى كه بر شخص او لازم است : پس [ نفقه ] فرزند و پدر و مادر و همسر و بردهاش بر او لازم است - در حال تنگدستى و توانگرى .
جامع أحاديث الشيعة (منابع فقه شيعه) (فارسى) — صفحة 327
مساهمون: السيد البروجردي
ص٣٢٧