باب 32 استحباب طلب روزى در مصر و كراهت ماندن در آن
563 - 31779 - ( 1 ) على بن اسباط از شخصى روايت مىكند كه : « نزد امام صادق عليه السلام نام مصر را به ميان آوردم .
امام عليه السلام از رسول خدا صلى الله عليه و آله نقل كرد كه فرمود :
در آنجا روزى بجوييد و در پى ماندن نباشيد . آنگاه امام صادق عليه السلام فرمود : مصر ، شهر مرگ است .
كوتاهى عمر براى آن مقدّر شده است . »
564 - 31780 - ( 2 ) ابو ابراهيم موصلى به امام صادق عليه السلام عرض كرد : « دلم هواى مصر كرده است .
امام عليه السلام فرمود : تو را با مصر چه كار ؟ آيا نمىدانى كه مصر شهر مرگ است ؟ ابو ابراهيم مىگويد :
گمان نمىكنم امام عليه السلام سخن ديگرى فرموده باشد ، مگر اين جمله كه فرمود : كوتاهترين مردم از نظر عمر به مصر رانده مىشوند . »
565 - 31781 - ( 3 ) يحيى بن عبداللَّه بن حسن با واسطه از پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله روايت مىكند كه فرمود : « به مصر برويد و به دنبال ماندن در آنجا نباشيد . »
راوى مىگويد : « گمان نمىكنم پيامبر صلى الله عليه و آله سخن ديگرى فرموده باشد مگر اين جمله : ماندن در آنجا سبب بىغيرتى نسبت به ناموس مىشود . »
566 - 31782 - ( 4 ) داود رقى از امام صادق عليه السلام روايت مىكند كه امام باقر عليه السلام پيوسته مىفرمود : « چه خوب سرزمينى است شام ! و اهل آن در اين زمان چه بد مردمى هستند ! و چه بد شهرى است مصر ! بدان كه ، آنجا زندان قوم بنى اسرائيل است كه خداوند بر ايشان خشم گرفت و بنى اسرائيل تنها به دليل خشم خدا از نافرمانى او وارد مصر شدند ؛ زيرا خداوند به آنان فرمود : به سرزمين مقدسى كه خداوند براىتان مقرر كرد ، وارد شويد .
مقصود سرزمين شام است ، ولى بنى اسرائيل از ورود به شام خوددارى و نافرمانى كردند ؛ پس چهل سال در زمين سرگردان بودند و تنها پس از توبهء بنى اسرائيل و خشنودى خداوند از ايشان از سرزمين مصر بيرون رفتند و وارد سرزمين شام شدند . . . »
567 - 31783 - ( 5 ) داود رقى از امام صادق عليه السلام روايت مىكند كه امام باقر عليه السلام همواره مىفرمود : « چه خوب سرزمينى است شام ! . . . »
ادامهء اين حديث ، همانند حديث پيشين است و در ادامهء آن مىافزايد :
« براى من ناخوشايند است از غذايى بخورم كه در ظروف سفالى مصر پخته شده است و دوست ندارم سرم را با گِل مصر بشويم ؛ از بيم آنكه خاك آن مرا خوار و ذليل كند و غيرتم را نابود كند . »