تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جامع أحاديث الشيعة (منابع فقه شيعه) (فارسى) — صفحة 207

مساهمون:

ص٢٠٧
پس از غيبت فاطمه عليها السلام ، پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله به جستجوى وى پرداخت ، تا سرانجام او را با چشمان گريان يافت و از او پرسيد : اى دختر عزيزم ! چه اتفاقى افتاده است ؟ فاطمه عليها السلام پاسخ داد : ديشب در خواب چنين و چنان ديدم و امروز شما همهء آن كارها را انجام داديد ، به همين دليل از شما فاصله گرفتم تا شاهد مرگ‌تان نباشم ! رسول خدا صلى الله عليه و آله برخاست ، دو ركعت نماز بجا آورد و با پروردگارش به مناجات پرداخت ، پس جبرئيل بر وى فرود آمد و گفت : « اى محمد صلى الله عليه و آله ! اين شيطانى است به نام « زها » كه اين رويا را به فاطمه عليها السلام نشان داده است و مؤمنان را به آنچه ناراحت‌شان مىكند ، در خواب مىآزارد . آن‌گاه جبرئيل دستور داد زها را نزد پيامبر صلى الله عليه و آله حاضر كردند و به او گفت : تو بودى كه اين رويا را به فاطمه نشان دادى ؟ زها گفت : آرى ، اى محمد صلى الله عليه و آله ! پس پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله سه بار به وى آب دهان انداخت و سه جاى سر او را مجروح كرد . آن‌گاه جبرئيل به پيامبر صلى الله عليه و آله گفت : « اى محمد ! هر گاه در خوابت چيز ناخوشايندى ديدى يا يكى از مؤمنان [ خواب ناخوشايندى ] ديد ، بگوييد : « پناه مىبرم به آنچه فرشتگان مقرب خدا و پيامبران مرسلش و بندگان شايسته‌اش به آن پناه مىبرند ، از شرّ رويايى كه ديدم . و سورهء حمد و « قل اعوذ برب الناس » و « قل اعوذ برب الفلق » و « قل هو الله احد » را بخواند و در سمت چپ خود سه بار آب دهان بيندازد ، پس آن خواب زيانى به وى نمىرساند . آن‌گاه خداوند اين آيه را بر پيامبرش نازل كرد : همانا سخن درِ گوشى از شيطان است . . . . » 313 - 31527 - ( 8 ) معمّر بن خلاد روايت مىكند كه امام موسى بن جعفر عليهما السلام فرمود : « چه بسا خوابى مىبينم ، پس آن را [ به صورت خوب ] تعبير مىكنم و رويا به همان صورتى است كه تعبير مىشود . » 314 - 31528 - ( 9 ) حسن بن جهم روايت مىكند كه امام كاظم عليه السلام فرمود : « رويا به همان گونه‌اى است كه تعبير شود ! حسن بن جهم گفت : برخى از شيعيان روايت مىكنند كه روياى پادشاه مصر از نوع خواب‌هاى آشفته و پريشان بود . امام عليه السلام فرمود : در زمان پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله زنى كه شوهرش در سفر بود ، در خواب ديد ستون خانه‌اش شكست . به حضور پيامبر صلى الله عليه و آله رسيد و رويايش را براى حضرت بازگفت . پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله فرمود : شوهرت به خوبى و سلامت از سفر بازمىگردد . پس از مدتى همان‌گونه شد كه پيامبر صلى الله عليه و آله فرموده بود . آن‌گاه بار ديگر شوهر آن زن به مسافرت رفت و او در خواب ديد كه گويا ستون خانه‌اش در هم شكست . آن زن اين بار نيز خدمت پيامبر اكرم رسيد و خوابش را بازگو كرد . پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله فرمود : شوهرت به خوبى و سلامت از سفر بازمىگردد . اين بار نيز شوهرش همان‌گونه كه پيامبر صلى الله عليه و آله