باب 14 استحباب خواب نيمروز
272 - 31486 - ( 1 ) روايت شده : « خواب نيمروز كنيد ؛ چرا كه شيطان نيمروز نمى خوابد . »
273 - 31487 - ( 2 ) عرب بيابانگردى حضور پيامبر صلى الله عليه و آله رسيد و عرض كرد : « اى رسول خدا صلى الله عليه و آله !
حافظهء من بسيار قوى بود ولى اكنون به فراموشى گرفتار شدهام .
رسول خدا صلى الله عليه و آله پرسيد : آيا نيمروز مىخوابيدى ؟
مرد عرب پاسخ داد : آرى !
پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله پرسيد : آيا آن را ترك كردى ؟
مرد عرب گفت : آرى !
پيامبر فرمود : [ به همان روش سابق ] بازگرد . مرد عرب به روش گذشته بازگشت و حافظهاش را بازيافت . »
مسعده بن صدقه از امام صادق عليه السلام از پدرش عليه السلام روايت مىكند كه فرمود :
« عرب بيابانگردى خدمت پيامبر صلى الله عليه و آله رسيد و عرض كرد : مرد بسيار خوشحافظهاى بودم و به فراموشى دچار گرديدم . پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله فرمود : شايد عادت به استراحت نيمروز داشتهاى و آن را ترك كردهاى . مرد عرب گفت : آرى !
پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله فرمود : [ به روش گذشتهات ] بازگرد - انشاءالله - حافظهات به تو باز مىگردد . »
274 - 31488 - ( 3 ) عبدالله بن منصور به امام صادق عليه السلام عرض كرد : « از حوادث شهادت فرزند پيامبر صلى الله عليه و آله برايم تعريف كن !
امام فرمود : « پدرم از پدرش به من خبر داد كه وقتى مرگ معاويه فرا رسيد ، فرزندش يزيد را - كه لعنت خدا بر او باد - فراخواند . . . سپس امام حسين عليه السلام حركت كرد تا به عذيب رسيد . در آنجا به استراحت نيمروز پرداخت . آنگاه گريان از خواب بيدار شد . فرزندش از وى پرسيد : پدر جان ! چرا مىگريى ؟
امام حسين عليه السلام پاسخ داد : اى فرزند عزيزم ! اين زمان ، زمانى است كه در آن رؤيا دروغ نمىشود .
همانا در خواب شخصى براى من آشكار شد و گفت : شتابان حركت مىكنيد و حال آنكه مرگ شما را به سوى بهشت مىبرد . . . »