تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جامع أحاديث الشيعة (منابع فقه شيعه) (فارسى) — صفحة 133

مساهمون:

ص١٣٣
مىپوشد قرار دهد و از خود جدا نگرداند ، خداوند روزىاش را بر او مىگستراند و درهاى جستجوى معاش را از راه‌هايى كه گمان نمىبرد ، بر وى مىگشايد : « خدايا ، فلانى فرزند فلانى طاقت سختى و بردبارى بر گرفتارى و نيروى تحمل فقر و تنگدستى را ندارد ! خدايا ، بر محمد و آل محمد درود فرست . روزىات را از فلانى فرزند فلانى باز ندار . رزق گسترده‌ات را بر او تنگ مگير . از فضل و بخشش خويش محرومش نساز . از قسمت بزرگت او را باز ندار . او را به خلقت و به خودش وانگذار تا از آن عاجز گردد و از پرداختن به آنچه سبب سامان‌بخشى به امور گذشته و حالش مىشود ، ناتوان شود . بلكه خود به تنهايى اوضاعش را سامان بخش . كفايتش را خود عهده‌دار شو و در همهء كارها به وى نظر كن ؛ زيرا اگر تو او را به خلقت واگذارى ، به او سود نمىرسانند . اگر به سوى خويشاوندانش برانى ، محرومش مىكنند و اگر به وى ببخشند ، چيز بسيار ناچيز و اندكى به وى مىبخشند و اگر از او باز دارند ، فراوان از او باز مىدارند و اگر بخل ورزند ، آنان شايستهء بخل‌ورزىاند . خدايا ! فلانى فرزند فلانى را از فضل و بخشش خويش بىنياز كن و او را رها نكن ! زيرا او سخت بيچارهء توست و نيازمند به آنچه در اختيار توست و تو بىنياز از او و آگاه و داناى به او هستى . و هر كس بر خدا توكل كند پس خدا او را بس است . البته خداوند كارش را به مقصد مىرساند . حتماً خداوند براى هر چيز اندازه‌اى قرار داده است . همانا با سختى ، آسانى است . همانا با همان سختى ، آسانى ديگرى است و هر كس تقواى الهى پيشه كند ، خداوند راه برون‌رفت [ از تنگناها ] برايش قرار مىدهد و او را از جائى كه گمان نمىبرد روزى مىدهد . 159 - 31373 - ( 13 ) مردى نزد پيامبر صلى الله عليه و آله آمد و گفت : « اى رسول خدا صلى الله عليه و آله ! من بىنياز و ثروتمند بودم و تهيدست شدم . سالم بودم ، بيمار گرديدم . محبوب مردم بودم ، مورد خشم آنان قرار گرفتم . مردم از من احساس ناراحتى نمىكردند ، بر قلب‌هاىشان سنگين شدم . خوشحال و شادمان بودم ، همهء غم و اندوه‌ها مرا فراگرفت . زمين با همهء پهناورىاش بر من تنگ گرديده است . در تمام طول روز به جستجوى روزى مىپردازم ولى قوت و غذايى نمىيابم . گويا نام من از دفتر روزى پاك گرديده است . پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله فرمود : تقواى الهى پيشه كن ، نهانت را خالص گردان و اين دعا را كه دعاى گشايش است ، بخوان : به نام خداوند بخشنده و مهربان ، خدايا ! آرزوهاى بلند - جز [ آرزوى ] به تو - ناكام مانده‌اند . تكيه‌گاه تصميم‌ها و همت‌ها از هم متلاشى شده است ، جز تكيه و اعتماد بر تو . راه انديشه‌ها - جز به سوى تو - مسدود شده است . پس تنها به تو اميد است و تنها تو پناهگاهى . اى بزرگوارترين مقصودِ [ نيازمندان ] و اى بخشنده‌ترين درخواست‌شدگان . اى پناهگاه فراريان ، تنها با بارهاى گناه بر پشت به سوى تو گريختم و نزدت شفاعت‌گرى نمىيابم جز اين‌كه مىدانم تو نزديكترين كسى هستى كه جويندگان به وى اميد دارند و بيچارگان به وى پناه مىبرند و مشتاقان به آنچه نزد اوست ، آرزومندند . اى كسى كه انديشه‌ها را به معرفت خويش شكافت و زبان را به ستايش خود گويا كرد . شمارش و يادآورى نعمت‌هايى را كه به بندگانش ارزانى كرد ، كافى از اداى حقش قرار داد . درود فرست بر محمد و خاندانش . غم و اندوه را بر انديشه‌ام چيره نگردان . باطل را راهنماى كارهايم قرار مده .
جامع أحاديث الشيعة (منابع فقه شيعه) (فارسى) — صفحة 133 | السيد البروجردي / محمد حسين مهورى