مراجعت نمودند اين مذاكرات محرمانه بود و كسى نمىدانست بين آنها چه گذشت عصر همان روز خان دوران در اثر زخمهاى مهلكى كه برداشته بود درگذشت .
نوزدهم ذيقعده هيجدهم فوريه
روز نودهم ذيقعده نيز در ميان فكر و دودلى سپرى شد شب هنگام نظام الملك به دريافت « خلعت » مفتخر آمد و به لقب « مير - بخشى » و « امير الامراء » سرافراز گرديد .
بيستم ذيقعده نوزدهم فوريه
صبح روز 20 ذيقعده آذوقه قشون خان دوران از قرارگاه او به دشت كرنال منتقل گرديد و امپراطور بر تخت روان سلطنتى نشست در حالى كه چترى بر بالاى سرش افراشته بود با يك دسته اسكورت و موزيك همراه با قاضى الدين خان و عظيم الله خان و پسر وزير و چند تن از خواجهسرايان و دويست تن سوار از قرارگاه خود خارج شد و پس از طى مسافتى به وى اطلاع داده شد كه اسكورت و ملتزمين را مرخص نمايد و تنها با خواجهسرايان و امرا ( كه هركدام مىتوانند سه غلام همراه داشته باشند ) وارد اردوگاه نادر شاه شود .
هنگامى كه محمد شاه به ميانه راه رسيد طهماسب خان وكيل به استقبال او شتافت و احترامات لازم را بهجا آورد و سپس نصر الله ميرزا ( 1 ) پسر نادر شاه كه با تختروان كوچكى به پيشواز آمده