هردوت مىگويد كه چوسپس رودخانهايست كه در سوس جريان دارد ولى دانيال و ديودوروس « 25 » و آريان « 26 » تنها از ايوليوز نام مىبرند . با توجه به مطالب فوق ما سعى مىكنيم به نامهاى مختلفى كه به اين رودخانهها داده شده اشارهاى بكنيم .
اگر ما بپذيريم كه خرابههاى شوش همان آثار شهر سوس ، و كرخه هم چوسپس است آن رودخانه نمىتواند ايوليوز باشد چرا كه ايوليوز به وسيله يك مسير جداگانه وارد خليجفارس مىگرديد در حالى كه كرخه به شط العرب ملحق مىگردد . هرچند مشخص نيست كه چوسپس وايوليوز هردو يك رودخانه واحدى باشند ولى بگذار كه ما تصور كنيم كه چوسپس كرخه ، و ايوليوز ، آبزال ، و كارون همانطورى كه ديودوروس گفته است كوپراتز « 27 » و جراحى نيز پاسيتگيريز « 28 » باشد ولى فاصله و مشخصات قبلى و فعلى اين رودخانهها با هم مطابقت نمىنمايد چنان كه ظاهرا فاصله پاسيتگيريز به كوپراتز بسيار نزديكتر است تا فاصله كارون به جراحى .
بنا به فرضيه دكتر وينسنت كارون همان رودخانه ايوليوز و خورخانكنده كوپراتز ، و جراحى پاستيگريز است اگر اين فرضيه درست باشد بسيار عجيب است كه چرا جغرافيانويسان قديم به دو رودخانه بزرگ كرخه و آبزال اشارهاى نكردند و از طرفى بستر خورخانكنده با آنچه درباره كوپراتز گفته شده تطبيق نمىنمايد .
ديودوروس مىگويد كه آنتىگونوس « 29 » در طول يك شب خود را از ايوليوز به كوپراتز رسانيده است و اين كاملا غيرممكن است كه يك سپاه بتواند در چنين مدتى كوتاه با طى مسافتى در حدود
هامش
( 25 ) -Dicdorus( 26 ) -Arian( 27 ) -Coprates( 28 ) -Pasitigris( 29 ) -Antigonos