فصل دوم : قرعه
( 1 ) ( 1922 ) 1 - فضيل بن سيار گويد : از امام صادق عليه السّلام پرسيدم : طفلى متولد شده كه نه علامت مرد دارد ، و نه علامت زن ، فرمود : در اين مورد بايد امام بر او قرعه اندازد ، روى برگهاى نام عبد اللَّه و روى برگهء ديگر نام امة اللَّه نوشته مىشود ، سپس امام يا قرعه زننده مىگويد :
« پروردگارا ! هيچ خدايى جز تو نيست ، از نهان و آشكار آگاهى ، تو روز قيامت بين بندگانت در اختلافاتشان حكم مىكنى ، امر اين نوزاد را براى ما روشن گردان تا آنچه را در كتابت واجب نمودهاى از ارث به او بدهيم » ، فرمود : سپس اين دو را در ميان چند اسم نامشخص قرار داده و مخلوط مىكنند ، هر كدام از آن دو در آمد سهم ارثش را مىدهند .
( 2 ) ( 1923 ) 2 - يكى از اصحاب ما از امام صادق عليه السّلام در بارهء مسألهاى پرسيد ، امام فرمود : اين مطلب با قرعه مشخص مىشود ، سپس فرمود : كدام حكم از قرعه عادلتر است ، هر گاه مطلب به خداوند واگذار شود ؟ مگر خداوند در قرآن نفرموده : ( آنان قرعه زدند و يونس جزء غرقشوندگان قرار گرفت ) ؟